2777
2789
عنوان

دارم سکته میکنم دیگ از بچگی تا الان

224 بازدید | 16 پست

یروز خوش ندیدم.بچه ک بودم بخاطر تعصب پدرم کتک میخوردم و با این ک از ۱۳سالگی برام خاستگار اومد منم از خدام بود برم از دستشون چون پدربزرگم و عمومم با ما زندگی  میکرد حتی عمم چندسالی بود همش خونه دعوا وبحث بود.

ب هر حال ۱۶سالگی تونستم عقد کنم اما عاشق شدم ولی چ فایده اتیش این عشق زود خاموش شد شوهرم کلا برعکس شد انگار ک منو بزور بهش داده بودن با اینکه فقط ۱سال دنبالم بود ک فقط منو ببینه و هنوزم تو زندگیم دعوا و بحث هست تو زندگی مامانمم هست با اینکه مامانمم دیگ مستقل شده از خانواده پدرم کسی باهاشون نیست اما حتی پدرو مادرم از هم فاصله گرفتن بابام طبقه جدا زندگی میکنه مامانمم جدا ولی همونجا همین دیشب با شوهرم بحثم شد از شدت ناراحتی نخوابیدم کل شبرو حالام امشب مامانم اومد خونم با بابام دعواش شد 

چرا من ارامش نمیگیرم تو این زندگی اخه مگه من چ گناهی کردم بخدا دلسوزم ب کسی ازار نرسوندم هیچوقت بد کسیو نخاستم 

اما همیشه بدی دیدم  ظلم دیدم 

کی من رنگ ارامشو میبینم  اوضاع مالیمم خوب نیست ی مدت تنها باشم برای خودم برم مسافرت نمیدونم چرا اینجوری شده دیگ داره ۳۰ سالم میشه 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

متاسفانه خیلیامون اینقدر تو مجردی اذیت شدیم که برای فرار از خانواده سریع ازدواج کردیم

پدر من خیلی شکاک بود حتی ۱بار گوشیه دوستمو گرفت چک کرد ۵دیقه دیر میکردم کتکم میزدن هیچحا نمیتونستم برم الانم همینطورم فقط شوهرم یکم بهتر شده اما چ فایده دیگ اظطراب اجتماعی دارم

عزیزم خدا بزرگه تحمل کنو چاره پیدا کنب خودت متکی باش

من فقط امیدم ب همون خداست 

وگرنه تا الان خودمو میکشتم 

ادما راحت ی کاریو بخان شروع میکنن من انقدر  ضعیف شدم ۱ساله میخام برم باشگاه  هی میترسم چون استرس دارم اعتماد بنفس ندارم الان ارزوم شده ی کاریو بدون ترس شروع کنم

پدر من خیلی شکاک بود حتی ۱بار گوشیه دوستمو گرفت چک کرد ۵دیقه دیر میکردم کتکم میزدن هیچحا نمیتونستم ب ...

پدر منم خدا ازش نگذره خیلیییی اذیتم کرد 

فکر کن حتی توی مهمانی تو جمع تو خانواده نشسته بودیم تو راه برگشت شروع به دعوا میکرد که تو فلان مدل به فلان پسر فامیل نگاه کردی و ...😐


منم از هولم زود ازدواج کردم البته نه مثل شما 

۲۱ سالم بود ازدواج کردم 

الان زندگیه منو ببین و زندگیه اون پسرای اقوام که پدر احمقم می‌گفت چرا مثلا بهشون نگاهت افتاد 

هیچوقت نمیبخشمش

من فقط امیدم ب همون خداست وگرنه تا الان خودمو میکشتم ادما راحت ی کاریو بخان شروع میکنن من انقدر ضعی ...

خودتو جمع کن

و ادامه بده 

حتی اگ گریه کنی

کم بیاری

بمیری 

باز کاری ک باید انجام بدی رو انجام بده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز