همش آشکار و پنهان به همه حسادت میکنه
به من
به خواهر شوهرش
هم خسته شدم از دستش هم ناراحتیم
چند سال پیش پدرم برای خواهرم سیسمونی گرفته ،خدایی همه چیزم گرفته بود یعنی کم کسر نداشت و خوب بود ،
حالا من میخوام بگیرم با پدرم داشتیم صحبت میکردیم من گفتم بابا پنجاه تومن کمه من میتونم سرویس چوب و کالسکه بگیرم، خواهرم در حد انفجار سرخ شد گفت اگه برای فلانی آنقدر خرج کنید باید برای منم فلان کار و بکنید....
به حدی ازش ناراحتم که دوست دارم بلاکش کنم دیگه چشمم تو چشمش نیوفته...