اگه میترسید یا حامله اید نخونین💙
از یکی شنیده بودم یکی از اشناهاشون داشت از روستاشون برمیگشت تو بیابون بود اما دو سه تا خونه هم توش بود ینی روستا طور بود بعد ی پیرزنی رو دید دلش براش سوخت سوارش کرد پیرزنه شروع میکنه از روستاشون گفتن و میپرسه تو چرا اومدی اینجا و اینا بعد مرده همینجوری ک داره توضیح میده ک چجور اومده اینجا از تو آینه ماشین میبینه پیرزنه دست نداره سم داره
بعد همون موقع ک میفهمه، پیرزنه میگه پیادم کن همینجا اونم ک ری.ده ب خودش وایمیسته پیادش میکنه
هستید ادامشو بگم ❓❓