چند وقت پیش با شخصی آشنا شدم که در شهر دیگه زندگی میکرد، بعد از 8 ماه تصمیم گرفتیم با هم دیگه از نزدیک آشنا بشیم... بعد ازون تازه حس کردم یه چیزی مشکل داره...
چون شک کرده بودم بهش گفتم تصمیم گرفتم دیگه باهات ارتباط نداشته باشم چون حضوری دیدمت هیچ ربطی بهم نداریم...
گفت راستش من یه چیزی رو بهت نگفتم ولی میخوام بگم که دلم آروم بشه،میدونم بعدش هم دیگه هرگز باهام حرفی نمیزنی!!! قصد آسیب زدن بهت رو هم نداشتم فقط دوستت داشتم همین... من هم زن دارم هم بچه!!!
واقعا شک کرده بودم برای همین اصلا شوک نشدم اما...حتی سن امون هم پایین نبود که بگم هوس یا بگم...
واقعا چرا اینجوری میکنند مردها!!!
برام خیلی حرف زد و از مشکلاتش گفت، و مشخصا هیچ قصدی هم برای طلاق نداشت... پس این چکاریه آخه!!!
چرا متاهل ها بجای حل مشکلشون یا طلاق به این روش روی میارند، آخه آخرش که چی!!
حالا منی که بینهایت دلم براش تنگ شده و میدونم دیگه هرگز ندارمش به کنار، خودش که میدونم ناراحته چی...
واقعا چرا اینجور میکنند!! کسی میدونه! :(