یجورایی من اولی ر تجربه کردم صد خودمو گذاشتم احتمال خیلی بالا داشت قبول شم همه میگفتن امسال رتبه خوب میاری هربار توی آزمون های قلمچی رتبه برتر بودم پزشکی میخواستم زد و مریض شدم(جزئیاتش رو نپرسید حالم بد میشه راجبش حرف میزنم) کارم شد تو بیمارستان بودن روز کنکور هم بیهوش شدم و تمام تلاش هام دود شد رفت رو هوا واقعا حالم بد میشه بهش فکر میکنم میگم لعنتی چیزایی ک تو تجربه کردی رو هرکی تجربه میکرد بیخیال میشد جا میزد چطور داری ادامه میدی؟؟؟ حیرت میکنم
میدونی چرا طرف ادامه میده؟ چون نمیپذیره آدم ضعیفی باشه دوست داره تحت هر شرایطی بدست بیاره
خود من تصمیم گرفتم بازم ادامه بدم تحت هر شرایطی باید پزشکی قبول شم باید قوی تر بشم
من از حسرت خیلی واهمه دارم اینکه حسرت چیزی تو دلت بمونه وحشتناکه
زمین میخوره دوباره بلند میشه قوی تر میشه و این چرخه انقدری ادامه داره تا وقتی ک برسه ب چیزی ک میخواد اونوقته ک دیگه هیچی جلو دار این آدم نیست
اونوقت ی آدم موفق و قوی از خودش ساخته