دختر لوسی نبودم که بگم الکی همش میزدم زیر گریه
ولی تو شرایط خیلی سختی بزرگ شدم
پدرم آدم درستی نبود و نه تنها برام پدری نکرد کلی آسیب هم بهم زد مادرم هم به خاطر اون تحت فشار بود و کل بار زندگی رو به دوش میکشید
خیلی تحت فشار بودم همیشه از همه طرف
بعضی وقتا که دیگه لبریز . میشدم آروم گریه میکردم
تنها چیزی که اون وقت ها میخواستم یه آغوش بود تا توش زار بزنم و آروم بشم
ولی مامانم هیچ وقت حتی انقد براش مهم نبود که لفظی یه چیزی بگه که آروم بشم
همیشه در کمال بی تفاوتی نسبت به اشک ریختن من رفتار میکرد
حتی دیدگاهش نسبت به بچه ها هم همین بوده همیشه
دختر خاله ۳ سالم وقتی گریه میکرد به خالم میگفت ولش کن بهش محل نده خودش ساکت میشه
برا منم همین روش رو داشت و داره حتی الان که ۲۴ سالم شده
میخواستم بگم اگه مادر هستید نسبت به گریه بچتون بس تفاوت نباشید
نگید بی محلی کنم تا خودش ساکت بشه
فرزند شما توی هر سنی زمان ناراحتی و بغض نیاز به آغوش شما داره
وگرنه یکی میشه مثل من
افسرده و پر از احساس نا امنی و بی کسی
کسی که یه بغل ساده براش عقدس