من یه همکار داشتم به شدت بد اخلاق جوری که من اولین روز کاریم باهاش دعوام شد برگشت بهم گفت تو حق نداری بدون اجازه من مریض بخوابونی و این حرف ها البته من کاملا درست و اصولی خوابونده بودم خودش چیزی حالیش نبود
از اون موقع به بعد خیلی خواست نزدیکم شه از دلم در بیاره ولی من محلش نمیدادم یه مدتم کلا اون سمت نرفتم امروز رفتم اونجا دیدم همه جا اسمش هست تو پرونده ها
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
منم سر مو انداخته بودم پایین با اون یکی همکارم حرف میزدم یهو برگشت گفت عشقم میشه خواهش کنم ازت گفتم جانم گفت میشه چایی بریزی برام من موندم گفتم مشکلی نیس بعد که اوردن شروع کرد اره روز خواستگاری اینطوری چایی دادم اونطوری چایی دادم این چایی تو مطمینی چایی باید تست ادرار بده چطوری متاهلی بعد خندید گفت به دل نگیری
من انصافا اونجا خیلی ناراحت شدم که به چایی اینطوری گفت اهمیت ندادم اومدم نشستم اومد بالا سرم بعد یه ربع که عشقم میشه اون ور بشینی من اینور بشینم نزدیک پنجره هوا بخورم 😐😐😐😐😐
منم سر مو انداخته بودم پایین با اون یکی همکارم حرف میزدم یهو برگشت گفت عشقم میشه خواهش کنم ازت گفتم ...
میگفتی ببخشید چی گفتی حواسم به حرفات نبود؟
یعنی خیلی داری شر و ور میگی
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
من انصافا اونجا خیلی ناراحت شدم که به چایی اینطوری گفت اهمیت ندادم اومدم نشستم اومد بالا سرم بعد یه ...
اه از این خانم هایی که دیگران و [عشقم] خطاب میکنن چقدرر بدم میاد
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
اخرش گفتم نه دیگه میرم بالا سر مریض شما راحت باشین بعد مریض ضربان قلبش ۴۴ بود از ۷۸ رسیده بود ۴۴ گفتم که خب مریض من نیست صداش کنیم بیاد صداش کردم تو چشام زل زد نیومد 😐😐😐بعد دیدم اومده کنار اتاق به اون یکی هنکار ها عکس عقدشو نشنون میده میگن میخندن منم صدامو انداختم بالا گفتم مریض به جهنم که مرد به من چه به قول بعضی ها بدون اجازه اون ها من حق ندارم به مریض دست بزنم رفتم