سلام طولانییه لطفا بخونید کمکم کنید 😭😭😭😭😭
دیشب یه دعوای بعد داشتیم 😭😭
دیروز شوهرم میره خونه باباش اینا سر یه قضیه ای با برادر خاکتوسر کوچک تر از خودش دعواش میشه پدرش هم همش طرف داری برادرشوهرم میکنه و شوهرم با کلی ناراحتی اعصبانیت اومد پیش من
بعد یادش رفته بوده بنزین هاشو که خونه باباش بوده رو برداره دیگه مجبور شدیم بیام دوباره خونه باباش تا بنزین ها رو برداریم منم همراهش بودم کلن از ماشین پیاده نشدم شوهرم رفت تو خونه بعدش برگشت منم نه خیلی عصبی بودم نه سلامی نه علیکی به مادرشوهرم نکردم یهو دیدم با کلی فوش اومد افتاد دنبال من که بیاد به سمت ماشین که چرا نیومدی به ما یه احترامی چیزی کنی من تو رو عروس کردم این جور چیزا شوهرمم بنده خدا اومد جلوش میخواست با یه چک بزنه تو دهنش که من گفتم برگرده بعد اومد سوار ماشین شد و ما هم از اونجا رفتیم مادر شوهرمم هی نفرین میکرد و به من فوش میداد
راستش مادرشوهرم کلن خیلی ادم شالاطانی هستش خیلی زیاد و واقعا منم یه ادم ساد و بی زبون حالا نمی دونم چیکار کنم چی بهش بگم از این به بعد یا چطور باهاش رو در رو بشم
اخه قبلن هم تهدیدم کرده 😭😭