خانمای عاقل و فهمیده جواب بدید🥺
دیروز کلی زحمت کشیدم دو نوع غذا درست کردم
همیشه همه خریدا با منه همهههه ی خریدا
و تقریبا تنها کاری که شوهرم میکنه اینه که میره سر کار و پول در میاره و خوب درآمدشم خوبه
چهار ماهه بچه م به دنیا اومده و الان حدود ۶ ماه میشه که سرکار نرفتم همیشه منم میرفتم بعضی وقتا حتی دو شیفت میرفتم دو نوع غذا هم برا ناهار شام درست میکردم
حالا بگذریم
دیشب هم از اون روزا بوو که سنگ تموم گذاشتم
دونوع غذا و سالاد و نوشابه با یخ و میوه و همه چی
سفره رو شیک چیده بودم خودم ترگل و ورگل بچه رو خوابوندم که بتونیم با هم شام بخوریم
بهش گفتم قبض آب و برق اومده گفت خوب یه لحظه برو تا عابر بانک پرداخت کن توام یه گوشه از کارای این زندگی رو بگیر همه ش رو دوش منه 😳😳😳😳😳 بابت غذا و اینام هیچ تشکری نکرد که هیچ این حرفو زد همه خستگی کل روز کارا و بچه و غذا و خرید و میوه و .... رفت تا مغز استخونم
بعدش بهش گفتم منم کم زحمت نمیکشم یه کم چشاتو وا کن و ببین گفت چیکار میکنی مثلا میخوری میخوابی دیگه
من حوصله جروبحث نداشتم رفتم یه سیگار کشیدم اومد گفت ببین من از صب میرم سرکار میام خونه چه جور رفتار میکنی
گفتم عزیز من شما اومدی خونه با چه صحنه ای روبه رو شدی؟واکنشت چی بود؟حالا من تشکر و قدردانی نمیخوام ولی چرت و پرت چیه میگی میخوری میخوابی گفت همینی
گفتم باشه حوصله بحث با آدم بی منطق رو ندارم رفتم اون یکی اتاق بعد یه کم داره صدا میکنه هوووی هوی با توام
منم اصلا جواب ندادم بعد یه کم اومد میگه چرا صدا میکنم جواب نمیدی گفتم من نشنیدم کسی منو صدا کنه
گفت من دارم میرم بخوابم
گفتم بفرما شب بخیر
ناگفته نماند ایشون یه ساله از اول بارداریم جای خوابشو جدا کرده میره تو یه اتاق دیگه میگه به هیچ عنوان تو نیا اونجا من خسته م میخوام استراحت کنم😶
امروز که بیدار شدم هیچ کاری نکردم
آشغال تخمه هایی که ریخته جلد بستنی که خورده هسته هلو اینا ته سیگاراش و پاکت پاره شده ش همش رو فرشه و قصد ندارم دست بهشون بزنم اصلا
ظرفای شام و ... آشپزخونه کلا
که خسته بیاد با یه خونه داغون مواجه بشه ببینم کی میخوره میخوابه تو خونه 🤬
از یه طرف هم میگم لج نکن اونم یه وقت اگه لج کنه زندگیمون الکی میره رو هوا
بعدش میگم جهنم مگه فقط منم که باید تلاش کنم زندگی نره رو هوا درضمن هرچیو فراموش کنم اون که میگفت هوی هوی رو نه میبخشم نه فراموش میکنم😃