بچه ها روز جمعه خونه مامانم بودیم ساعت۹ شب خواهرم و شوهرش اومدن خلاصه همه بودیم مامانم و بابام و داداشم و زن داداشم ، من دوتا انگشترو ساعت و دستبندم رو ماکروویو تو آشپزخونه بود وقتی خواهرم و بچه هاش و شوهرش اومدن رفتن آشپزخونه شام بخورن خواهرم میاد طلاهای منو به شوهرش نشون میده بعد که خواهرم شام میخوره میاد بیرون بعد داداشم میره شام میخوره و میاد بیرون همه این مدت دامادمون داخل آشپزخونه بود بعد که اومد بیرون چند بار از خونه به بهانه های مختلف رفت بیرون از خونه منم ساعت ۱۲ شب موقع خواب فهمیدم انگشترم نیست الان سه روز کل خونه رو زیر رو کردیم و نیست، هممون مطما هستم که دامادمون برداشته چون هم دزده هم چشم ناپاکه، منم هنوز نتونستم به شوهرم بگم چون دیگه از این به بعد میگه خانوادت دزدن، حالا اومدم خونمون نمیدونیم با مامان و بابام چیکار کنیم به دامادمون چی بگیم که برگردونه!؟؟؟؟؟😭
کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شدكوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود بردمن پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين مي نوازد، آرام، آرام. پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد
مطمعنی اون برداشته و تو مهمونی گم نشده؟اگر نه تهمتی که میزنی واقعا سنگینه
مطما هستم شک ندارم خواهرم هم قبل شام بهش نشون داده که ببین این انگشتر شوهرش براش خريده این دست بند هم موقع زایمان داده بهش ، من فقط وقتی بیرون از خونه میرم میپوشم
وای منم همیشه میزارم روی توستر آشپزخونه. شوهرمم بارها بهم گفته اینجا نزار خدایی نکرده یکی برمیداره. نظرشم اینه که آدمیزاد شیرخام خورده هرکاری از دستش برمیادد
نیازمند دعای خیرتان هستم، شفای خواهرم و تمام بیماران انشالله
ادم مالشو سفت میچسبه همسایه رو دزد نمیکنه شماکه میدونستی دزده گذاشتی دم دستش چرا؟؟اونم کجا تو ماکروف ...
رو ماکروویو ، اونجا شیر ابیه وضو میگیریم و از بیرون که میایم دستامونو میشوریم میزاشتم اونجا، من مهمون خونه مامانم بودم ، و اصلا انتظار شوهر خواهرم رو نداشتیم وقتی هم اومدن کلا یادمون رفت