نزدیک دوماهه خونه بابام نرفتم خیلی دلم گرفته اونام هیچ سراغی ازم نمیگیرن.یه بارنگفتن بریم ببینیم دخترمون زندست یامرده!فک میکنم هیچکس به اندازه ی من بی کس وبدبخت نیست
شاید خانوادهات درگیر زندگی خودشون شدن و فراموش کردن که از تو خبر بگیرن. بعضی وقتا آدمها توی مشکلات خودشون غرق میشن و نمیتونن به دیگران توجه کنن. ولی این دلیل نمیشه که تو احساس تنهایی کنی. اگر دلت میخواد، میتونی خودت بهشون پیام بدی یا زنگ بزنی و بگی که دلت براشون تنگ شده. این کار شاید باعث بشه که دوباره ارتباط برقرار کنین.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نه غرورندارم ولی باداداشم بحثم شدوخیلی حرف بارم کردمنم قسم خوردم دیگه پاموخونشون نزارم ازبقیه انتظارندارم ولی دوس داشتم یه بارمامان بابام بگن بریم یه سربه دخترمون بزنیم اصلاشایدمرده باشه همیشه فقط پسراوعروساشونومیزارن روسرشون بعدمن که دخترشونم توسخت ترین لحظات زندگیمم هیچکسونداشتم
شاید خانوادهات درگیر زندگی خودشون شدن و فراموش کردن که از تو خبر بگیرن. بعضی وقتا آدمها توی مشکلات ...
فقط تلفنی بامامانم حرف میزنم بیشترم دلم برااون گرفته همیشه هرکدومشون هرمشکلی داشته من پشتشون بودم خودموبه سختی انداختم تااوناراحت باشن حالااین حقم نیست.میدونن دلخورم ولی اصلاتلاشی نکردن ازدلم دربیارن