تعریف کنین دور هم خوش میگذره
حوصلمون سر رفت❤️🌿
خودم خاطرهی شبی که برا خواهرم تولد گرفتیم
سوپرایز اینطوری بود که تازه از دانشگاه رسیده بود خونه و رفت تو اتاق لباس عوض کنه منو بابامم رفتیم کیکو آوردیم تو حیاط بودیم مامان گفت بیاید بالا
آقا ما رفتیمو دیدم تو اتاقه نمیدونم چرا گیج بازی کردمو رفتم تو آشپزخونه تا وقتی اومد بیرون سوپرایزش کنیم😁😂🤦🏽♀️ناهماهنگی موج میزداااا
بابامم رفت پشت در اتاق با فکر اینکه من پشت سرش میرفتم😃 خواهرمو صدا زد اینم تا اومد بیرون برففففف شادییییی 😂😂🤣 و فقط بابا بود که خوشحالی میمرد بقیمون از خنده داشتیم ممیردیم آخه ما اینور اونا انور 😁ما خانواده آرومی هستیم اونشب شیطنت مون گل کرده بود انگار با برف شادی افتادن دنبال هم مامانم قاطی شون شدو هیچکس نگفت پس کیک کوووو منم ریلکس شروع کرد به فیلم گرفتن از هیجانشون😌😂😂
شما هم بگید