بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من ی آدم ترسوی استرسیم و بیمارم ک میام ت این تاپیک
چن وقت پیش رفته بودیم کلبه وحشت بعد از شدت ترس فقط میخندیدم نشسته بودم وسط سالنه فقط میخندیدم باورت نمیشه ی فشار عصبی خیلی بدی بهم وارد شده بود حس میکردم دیوونه شدم 🫤😵💫😂
یشب مهمون داشتم شام خوردیم ظرفارو شستم خیلی خسته شد بودم بیشتر مهمونا رفتن پنج شیش نفر دیگ واسه خاب موندن منم رختخواب رو پهن کردم همه خوابیدن منم اومدم توی جام سری خانم بورد نمیدونم چیقدر خاب بودم که از خاب پریدم رفتم توی آشپزخونه همین جوری انگار که میخاستم یکاری آنجا بدم یادم رفت بود گیچ خاب بودم چاقو رو برداشتم آوردم زیره بالشتم گذاشتم دیگ خوابیدم صبح که از خاب بلند شدم با خودم گفتم این دیگ چی خابی بود که دیدم یهو یادم افتاد که چاقو رو گذاشتم زیره بالشتم. بالشتمو که برداشتم دیدم چاقو زیره بالشتم هست خیلی ترسیده بودم من تا هلان همچین کاری نکرده بودم نمیدونم اون شب اگه به کسی آسیب میزدم چی انگار که من نبودم یکی دیگه این کارو میکرد