هیچ وقت نمیتونی بفهمی پشت خنده های کسی چقدر بغض جمع شده
پشت بی خیال گفتنش چقدر حرف نگفته
پشت بی تفاوتیاش چقدر دلتنگی
پشت آرایش غلیظ یک زن چقدر عشق،دلشوره،اشک،شک
پشت سکوت سنگین یک مرد چقدر غرور،ترس،درد
توهیچوقت نمیتونی بفهمی پشت دستهای گره خورده یک زن و مرد چقدر فاصله خوابیده
پشت تعهد شناسنامه ایشون چقدر هوس
پشت قیافه منطقی ی آدم چقدر جنون
پشت عصبیت ی آدم چقدر مهربونی
پشت شلوغیای یکی چقدر تنهایی
پشت انزوای ی نفر چقدر دلیل
تو از خاطرات یک گناه کار هیچی نمیدونی
تو خیلی وقتها،خیلی جاها،توشرایطش نبودی...اما راجع بهش گفتی
قضاوت کردی
رای دادی
محکوم کردی
خدا نبودی ، اما خدایی کردی......