بچها من به سن قانونی رسیدم و دیگه بچه نیستم ولی مامانم هنوزم به شدت گیره
همش تحدید بفهمم فلان کار کردی فلان کارت میکنما به فلان کس میگما این گیر دادناش باعث شده من فقد بهش دروغ بگم
و اگه حتی بدترین اتفاقم برام بیوفته بهش نمیگم
همیشه اعتماد بنفسمو خورد میکنه بد حرف میزنه باهام منو با بقیه مقایسه میکنه و خیلی چیزای دیگه
نمیفهمه این گیر دادنه منو بیشتر به سمت خطر میرسونه
مامان دوستامو میبینم که چقد با ماماناشون صمیمین خیلی زیاد حصرت میخورم 🫶🏻