2777
2789
عنوان

زندگيم

1085 بازدید | 58 پست

گفتم شوهرم منو أورد خونه بابام بعدم بهم گفت تو دعوا ميكني من نميتونم بآهات زندگي كنم يه هفته نيا يه خونه جدا واست ميگيرم

من پاشدم رفتم تو خونه دوستاش بودن و دعوا كرديم و 

حالا بابام رفته شوهرم بهش گفته من زنشو دوست دارم مهرو دعوا ميكنه سر حجاب و دانشگاه و اين چرا و پرتا بياييم ٣ تايي حرف بزنيم 

بعدم شوهرم به من زنگ زد و شروع كرد حرف زدن بعدم گفت مثل فلاني نجيب باش حالا فلاني يكي از اقوامه كه شوهرش زن دوم گرفته و مونده 

منم گفتم من نجيييب نيستممم اگه اين نجابتههه

بعدم گفت طلاقت نميدم تا موهات رنگ دندونات شه 

مامانم هم از اين طرف ميگه اين شوهر نميشه واست 

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

عزیزم خب نجیب باش.خانومايي که بدون حجاب هستن وبا کلی آرایش ورزم.میرن بیرون.تو آخرت اول ازهمه شوهرانشان مواخذه میشه.کاری نداره که.بخاطر شوهرت.زندگیت.مگه دوسش نداری.

مادر فقط آن زنی نیست که هر صبح با صدای دردانه اش بیدار میشود...من هم مادرم...منی که وقتی شب در خواب تو را میبینم دلم نمیخواهد هرگز صبح شود...وقتی در خواب تورا در آغوشم میبینم دلم میلرزد...حتی در خواب هم میدانم که ندارمت....ولی دلم برایت میلرزد...صبح که بیدار میشوم لبخند به لب دارم...چون روی ماه تو را دیده ام...چون تو  در اغوشم بودی...چون بوی تنت رابه ریه هایم کشیده ام...حتی در خواب و برای یک لحظه...آری من هم مادرم... مادر فرزند ندیده و نیامده ام... مادر تویی که برای داشتنت روزهای قشنگ جوانیم را در مطب دکتر ها و بیمارستانها گذرانده ام...مادرتویی که برای داشتنت مشت مشت قرص میخورم وصدها امپول میزنم...منی که تمام تنم ازمرحمت امپولهای گران قیمتم کبود است... من و امثال من مادر تر از هر مادری هستیم...مادرانی زجرکشیده...مادرانی که ثانیه به ثانیه روزهایمان را با حسرت داشتن دلبندمان میگذرانیم... که با دیدن یک کفش نوزادی پشت ویترین مغازه ها دلمان  میلرزد و پر میشود از غصه...پر میشود از حسرت دیدن تو با اینکفشها و تاتی کردنت... آری من هم مادرم...فقط تو را ندارم عزیزکم...فقط  در رویاهایم برایت مادرانگی میکنم.......

درست باهم صحبت کنین ببین چشه بهش بگو اگه اون مدلی میخواستی چرا اومدی سمت من

بعدم انقد به ظاهر زندگی بقیه دقت نکن

میخوان هر طور که میخوان ما رو تغییر بدن ولی خودشون همون خر رو سوارن

قضاوت را بگذار بر دوش خداوند تو بنده ی لب پرتگاهی بیش نیستی

ى بارم شوهر منم ى خانومى ك شوهرش سرش هوو اورده و با هووشم خيلى خوبه رو مثال زد گفت زن بايد اينجورى باشه منم گفتم الگوى من اين خانومه نيست اون خانومست ك شوهرش رفت زن گرفت بعد شوهرشو اتيش زد گفت همونجور ك سوزونديم ميسوزونمت ( اين زنه از اشناهاى دورشونه ) شوهرمم گفت تو خطرناكى 

اگه منو ببينيد حجابم خوبه چادرم سر ميكنم اصلا ارايشم نميكنم 

اين هر روز يه بهونه اي در مياره

نجابت هم اين چيزا نيست 

من خيليييي باهاش سأختم تا حالا  

قبل از ازدواج هم سر دانشگاه توافق كرديم 

مادر شوهرم رو مخشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792