همش داره بهم تیکه میندازه . همش سر کوفت میزنه . همش میگه تو هیچی قبول نشدی . تو فلان کردی تو بهمان کردی .
دارم از دستش دیوانه میشم .
وقتی که شروع میکنه به غر زدن همش ی حسی درونم هست میگه خودت و بکش راحت میشی .
از ی طرف میل شدید به خودکشی دارم .
از ی طرف هم هنوز آرزو دارم واسه آیندم .
چیکار کنم حالم بده . هیچکی و ندارم باهاش صحبت کنم . نمیخوام به داداشم بگم چون اونم دانشجو هست راه دور ، نمیخوام درگیر بشه ذهنش .