سلام من سال هاست که با طلاق عاطفی پدر و مادرم به سر می برم حداقل از زمانی که یادمه
ما هیچوقت ارامش نداشتیم و از خودم از خانواده ام از عالم و ادم خستم پدرومادرم اخرین باری که حرف زدن رو یادم نمیادو امروز این پیام رو دیدم
شو هرم نه آدم حسابیه
نه آدم روزای سختم هست
بلکه مجبوراً به خاطر بچه هام با هاش تو یک خونه ام
خدا یه راه چاره بهم نشون بده انشالله
این پیام مادرم به دوستشه پدرم حتی شهریه ثبتنام برادرم رو نداد
و منی که امسال کنکور میدم حتی یه کتابم برام نمیخره
اگه دستش به دهنش نمیرسید می گفتم اشکالی نداره اما ماهی ۵۶ملیون حقوقشه که نباید۱۰۰۰تومن ازش ورداریم
وباپول خیاطی که از۳۰روز۱۰روزش رو میره سر کنیم
خیلی سعی کردم هر دوتاشون رو ببرم روانشناس اما پدرم میگه من سالمم شما مشکل دارین
در واقع نمیخواد درمان شه اونم گناهی نداره پدرومادرش رفتار درستی باهاش نداشتن
خلاصه
من احساس میکنم مادرم جوونیش رو سر من که دختر طلاق نشم از دست میده
میخوام کاری کنم مامانم ترسش رو کنار بزاره طلاق بگیره ضمن اطلاع من یه برادر۹ساله هم دارم خودمم۱۷سالمه
میدونم الان میگید چه دیوونه ای هستی می خوای پدر و مادرت طلاق بگیرن
اما راه می خوام طلاق بگیرن چون اون ها سال هاست که طلاق گرفتن بعد از برادرم