سلام دوستان
من سابقه ۱۱ سال زندگی مشترک رو دارم با مردی که آزوسپرم هستش و هورمون مردانه نداره
هیچوقت برای با من بودن حس نکردم که ذوق داره
همیشه توی این ۱۱ سال گریه کردم که چرا یه پیامک عاشقانه نمیدی
عید خواستم امتحانش کنم گفتم تنها برم سفر در کمال تعجب قبول کرد ...رفتم و اونجا فقط سه چهار بار باهام تماس گرفت ...
نگرانم نمیشه حتی اگر بیمار بشم
بخاطرش حاضر شدم از اسپرم اهدایی استفاده کنم که بچه دار بشیم ۵ بار انجام دادمو باردار نشدم ...یه بار بخاطر استفاده داروی هورمونی پولیپ رحم گرفتم که اصلا نگرانم نشد
حتی یکبار هم نگفت دیگه این داروها ضرر داره ولش کنیم
اما چند بار پیشنهاد بچه پرورشگاهی رو داده که من قبول نکردم چون آدم مسئولیت پذیری نیست و بچه پرورشگاهی قطعا ب توجه هر دو نفر بیشتر نیاز داره ...
همیشه من پیشنهاد بیرون رفتن میدم و ذوقی برای زندگی مشترک نداره
اما همه میگن اینکه بهت گیر نمیده و اهل خیانت نیست مرد خوبیه ...
شغلش جوریه که خیلی شبا نیست و موقعی هم که باشه بازم من حس تنهایی دارم چون نگاهم نمیکنه باهام صحبت عاطفی نمیکنه نهایت یه دوستت دارم میگه و تمام.و دوباره تلویزیون تماشا میکنه ...
این رفتاراش منو شکسته کرده و مدام حس تنهایی دارم نمیدونم چکار کنم
چند بارم دست روم بلند کرده