چندروزه اومدم خونه بابام تازه عروسی کردم دعوای بدی کردم چندروز قبل اومدن شوهرم اصلا زنگ نمیزد من زنگ میزدم که میگه خسته شدم جدا بشیم.وقتی نمیخواد منم نمیخوام الان چیکارکنم منتظر بمونم اون کاری کنه یا به کسی بگه؟امشب به پدرم میخوام بگم ولی خب میدونم بابام نه زنگی میزنه به اونا نه چیزی منتظر میمونه اونا کاری کنن .
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
منم مشکلات طلاق و دارم با بابام حرف زدم بابامم گف بزا اون طلاقت بده و میخای طلاق بگیری کی دیگ بگیرتت با اینک چیزی ک زیاده شوهر هیشکی تا اخر عمرش مجرد نمیمونه که واقعا سخته منم مث تو خسته شدم
همه چی رو بسپر به خودش. بگو اگه نمیخوای برو درخواست بده
😅😅😅زندگیم الان بین 2 بیت شعر گیر کرده سعدی میگه: برخیز و مخور غم جهان گذران ، تا پا میشم حافظ میگه: بنشین و دمی به شادمانی گذران فعلا نیم خیز موندم تا تکلیفم تو بیت بعدی روشن بشه😅😅😅
منو شوهرم اوایل صد بار میخواستیم طلاق بگیریم سه بارم رفتیم دفتر وکیل بعد شوهرم میومد التماس میکرد الان جرات نداره اسم طلاق بیاره چون میدونه نه میترسم نه اهل منت کشی ام واقعا میرم
درخواست دوستی رد میکنم وقتی جواب استارتر یه تاپیک و دادم خودت نخود آش نکن دوست عزیز اوکی؟ اسی خودش بلد جوابمو بده خودتو ننداز وسط سبک نکن بزرگواری تو حفظ کن و رد شو اگه هم زبون نفهمی هیچی کار خودتو بکن من با زبون نفهم ها دهن به دهن نمیشم بدرود