از ۱۲ شب به بعد دلم بد گرفت
با یاد ظلم هایی که خانوادم و عشقم ودوستام و.... بهم کردن خوابم نبرد
ساعت چهار پاشدم قرآن برداشتم شروع کردم به خوندن ؛یه دفع بغضم ترکید انقدر اشک ریختم رو صفحه قرآن تا آروم تر شدم
من تنها امیدم به خداست؛تنها کاری که این روزا میتونم کنم نماز خوندن و توکل کردن به خداست
بنظرتون خدا کمکم میکنه ؟ بالاخره از این چاه بیرونم میاره؟