2777
2789
عنوان

دعوای مسخره خواهرم با من

150 بازدید | 5 پست

سلام بچه ها یه لحظه من باید واقعا چطوری رفتارکنم

یه خواهر دارم بچه اش ۴سالشه ولکنت زبان داره بعد منم باردارم ماه آخرم هست وبچه سه ساله هم دارم که خیلی پسرخاله اش دوس داره یعنی شب وروز اسم اونو میگه بعدامشب رفتم خونه مامانم نمیدونستم خواهرمم میاد یدفعه ای اوناهم اومدن دخترم خیلی خوشحال شد ولی خواهرم ناراحت شد که مااونجاییم هرچی هم زنگ زدم به شوهرم نتونست بیاد دنبالم مامانم شام درست میکردگفت اینجا بمونید بعدبرید بچه ها بازی میکردن بعدیهو روی یک وسیله باهم دعوامیکردن منم کمردردشدید دارم اینروزا ،وبلندنشدم گفتم مامانموخواهرم هستن بعددیدم خواهرم دستم بچه مو محکم فشارمیده باهش دعوامیکنه که اون وسیله روبده بچه اش منم چیزی نگفتم یهو خواهرم قهرکرد که چرا نیومدی وسیله روازبچه ات بگیری که بچه من  عصبی نشه اون وسیله حق بچه ات نبوده باید باهش صحبت میکردی که بچه ام گریه نکنه آخه مگه میشه بابچه سه ساله حرف زدالانم مدام داره پیام میده واقعانمیدونم چی بگم


  عزیزم برای سلامتی پدرم ،مرد مهربان زندگیم صلوات بفرست(اللهم صل علی محمد و آل محمدوعجل 

روزگار سخته اعصاب همه داغونه یکم همو درک کنیم و ساده بگذریم تو کوتاه بیا

پرسید:حضورش در قلبت به چه مانَد؟                                _گفتم:مانند صدای آدمی که در غربت،                              به زبان مادریت سخن گوید....

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

درکش کن🥹

خب میگم دیگه چیکارکنم چطوری بچه سه ساله رو قانع کنم قبلش هم یه وسیله ازبچه ام گرفتم بهش دادم ولی بازم تکرار کرد فقط دوساعت اونجابودم

  عزیزم برای سلامتی پدرم ،مرد مهربان زندگیم صلوات بفرست(اللهم صل علی محمد و آل محمدوعجل 

[QUOTE=351490263]یه دفعه لکنت پیدا کرده؟ الان خواهرت به خاطر این مساله تو عذابه کاش درکش کنی پا میشدی 

باردارم ماه آخرم نمیتونستم زیاد بلندبشم منتظربودم شوهرم بیاد زودتر برم دیگه چکارکنم خودشم بابچه ام دعواکرد دلم سوخت هیچی نگفتم اون دفعه هم پسرش یکی رو زد بچه داشت گریه میکرد میگفت به پسرم چیزی نگید

  عزیزم برای سلامتی پدرم ،مرد مهربان زندگیم صلوات بفرست(اللهم صل علی محمد و آل محمدوعجل 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز