با یکیم یک ساله حدودا میشناسیم همو اما فاب و دوست دختر دوست پسر نیسیم قبلا بودیم حدودا ۳ یا ۴ ماه شد اما مقصر خودم شدم تموم شد چون من درونگرام برام سخته و تموم شد ی مدت کوتاهی دور بودیم از هم اما همو فالو داشتیم بعد ی مدت پیام داد و .....
۲۰ سال بزرگتره ازم اما...
بلاگر و خواننده اس اما اصلاااااااااا بهش ۴۰ نمیخووووره من اولین بار که عکسشو دیدم گفتم ۳۰ میشه به مامانمم نشون دادم گفت ۳۰ میخوره بهش بغل موهاش یخورده جو گندمیه 😍من خیلی دوست دارم
ادم شادیه کلا به خودش میرسه بهش میگم از دختر بدتری😅😂
کلا انرژی داره باشگاه میره میز میچینه واسه خودش اشپزی میکنه با دوستاش دورهمی و اینا منم میبره بعضی موقع ها جمع خیلی شاد و سالمی ان اونطوری نیست مادرم در جریانه
بعد طرف بشدتتتت باشخصیت باشعوور طرز برخورد خوب باهام مثل پرنسسا رفتار میکنه هرسری میاد از راه دور میبینتم بخاطر من هرسری ام شاخه رز میاره من خیلی ذوق میکنم
دوسش دارم کلا جنتلمنه
من قبلا ضربه خوردم از کسی و منو بشدت تغییر داد من ادمی نبودم که دیگع عاشق شدم حس پیدا کنم ب کسی
اما این ادم باشخصیت یکاری کرده من عاشقش بشم بشدت دوسش داشته باشم واقعا فکرشو نمیکردم یروزی عاشق بشممم حسم زنده بشه شاید از کسی فقط خوشم میومد اما عاشق بشم یا دوست داشته باشمو و وابسته شم نه...
مامانمم خیلی دوسش دارهههه میگع نگهش دار
اما مشکل اینجاست نمیدونم حسمو چطور بروز بدم هم من سختمه هم اون دوست داشتنشو ثابت کرده بهم ادم چشم و دل سیریه
من کلا داستان پیچیده ای دارم
بهم همیشه میگه با دخترای اینستا فرق داری واسم دختر چشم و دل سیری هستی بعد بهم میگه هیچوقت از پیجم قضاوتم نکن..
قبلا ک مثل دوتا غریبه بودیم اون که خوب بود ابراز احساسات میکرد اما من نه سختم بود ولی اما بعد برگشتنش احساس میکنم صمیمی تر شدیم
من ادم مغروریم خیلیییی احساساتمو نمیتونم بروز بدم همه چیمو بگم
چیکار کنم خیلی سختمه احساس میکنم یکی جلوی دهنمو گرفته