من الان حدود بیشتر ۷ _ ۸ ساله یه دنفرو دوست داشتم الان دیگه حسی ندارم فردا خبر ازدواجشو یا رلشو ببینم برام مهم نیس درسته ناراحت میشم شاید کمی ولی نه در اون حدی که به خاطر عشق ناراحت میشی دلت بخواد هم پسره رو تم دخترو بکشی ، در حقیقت واقعااا دیگه برام مهم نیس و الان راحت جذب پسرای دیگه میشم اصلا نمیفهمم وجود داره ولی بعضی وقتا که خونم به مدت طولانی دیوونه میشم همش بهش فک میکنم که فلانی فراموشم کرده چه حسی داره دوسم داره و ... در حالی فردا بیاد خواستگاری صد در صد رد میکنم . از اونور از ذهنم بیرون نمیره مث پشه فقط وز وز میکنه این صدا تو مخم بخدا خسته شدم هی میگم خفه شو چیکار کنم دوسش ندارم طرفو چرا هی طرف تو ذهنم یادآوری میشه بابا بقرآن دیگه دوست ندارم ولم کننننن