فقط تت اینجا میدونم اوشین بچه بدنیا میاد ولی چون ضعیف میمیره
بعد خواهر ریوزو بچه اش به دنیا میاد ولی شیر نداره اوشین بهش شیر میده اون. موقف مادر شوهرش مهربون میشه
ولی اوشین چون دخترشو از دست داد تصمیم میگیره از اونجا بره و با پسرش میرن . ریوزو هم قول میده بعدا بره پیش اوشین
اوشین میره توکو اون پسر کن براش دکه میزنه ترش میفروشه
ولی زن کن میاد با اوشین دعوا میکنه که کن چون عاشقت شده این کارو میکنن و اوشین هم بخاطر این که بین زن و شوهر قرار نگیره میره بیش کائو
کائو هم کمکش میکنه غذا خوری باز میکنن
تو این یک سال هرچی نامه میده به ریوز مادر شوهرش پارش میکنه نشون نمیده
تا این عشق اول اوشین .اوشین میبینه.