بعد از این طرف کائو نامه میده به اوشین که من فلان جا هستم ریوز که نامه رو میبینه میگه اونجا محل بد نامی هستش اوشین اول قبول نمیکنه بعد که میره میبینه کائو تن فروشی میکنه و یه بچه هم داره. کائو بهش میگه شوهرش همه سرما تجارت یه جای سرمایهگذاری کرده و الان ورشکسته شدن وقتی ورشکست میشن شوهرش خودکشی میکنه پدر کائو هم فوت کرد و فقط مادرش زنده اس اونم مریض کائو بخاطر این که هزینه درمان مادرش بتونه بده تن به این کار داده اوشین وقتی بر میگرده خونه تصمیم میگره بچه کائو رو بیار خودش بزرک کنه صبح که میره پیش کائو میبینه کائو مرده بخاط نوشیدن ساکی زیاد
اوشین هم بچه رو بر میداره که خودش سرپرستیشو قبول کنه .
بعد دوباره ریوزو کارش میگیره ولی ژاپن وارد جنگ شده و اون منطقه که اینا تجارت میکنن بمباران میشه و دوباره همه چی رو از دست میدن و بچه اوشین هم فوت میکنه ریوزو هم دیگه روحیش رو از دست میده میره خودش از کوه میندازه پایین
و دوباره اوشین با دوتا بچه دوباره باید از اول شروع کنه