لعنت به طلاق....کاش شرایط طوری پیش نمیرفت که مجبور بشم از شوهرم طلاق بگیرم....امروز توی راهرو دادگاه انگار دوتا غریبه بودیم....خاطرات خوبی باهم داشتیم مطمئنم هردو تا آخر عمر نمیتونیم فراموش کنیم.
ما امروز دوتا آدم بودیم که جزئیات همو میدونستیم...باهم گفته بودیم،خندیده بودیم،گریه کرده بودیم،شوخی کرده بودیم،بازی کرده بودیم ولی غریبه بودیم باهم
کاش کاش کاش شوهرم زودتر به خودش میومد که این رفتاری ک داره میکنه اشتباهه....من حتی با ناتوانی جنسی واینکه ۹۰درصد ممکن بود بچه دار نشم کوتاه اومده بودم ولی اون از دوست داشتنم سواستفاده میکرد....
من اینو ندونستم بهترین کار کردی جدا شدی خود تاوانی جنسی یک فاجعه ست ایشان روز اول باید بهت میگفت مشک ...
میدونی چیه. شوهرم وقتی قهر نمیکرد خیییییلی خوب بود. روز اول گفت دیابت دارم. ممکنه در آینده پام قطع بشه و فلان بشم و این حرفا... بعد وقتی به مشکل برخوردیم گفتم چرا نگفتی مشکل جنسی داری؟ گفت من گفتم دیابت دارم تو دیگه باید میفهمیدی! در صورتی که دوران آشنایی پدرم گفت بهش اونایی ک دیابت دارن ممکنه در آینده ازنظر جنسی مشکل پیدا کنن ولی شوهرم گفت نه من نمیام دختر مردمو بدبخت کنم. دوشب بعد عقدم فهمیدم آقا مشکل داره
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
[QUOTE=383083581]کاملا شکر خورده ایشان همون مجردی ناتوانی جنسی داشته دروغ گفته نگفته بهت ، این اومده ماست مالی کنه&nb ...[/QUOTEآیندمو نابود کرد. فقط الکی دخترگیمو با قرص و زهرمار برداشت