2777
2789
عنوان

خستم از دست خانوادم

235 بازدید | 8 پست

دیگه بریدم ، واقعا زندگی کردن با خانواده سخته ، تاوانش رو دارم با روح و روانم میدم . امروز پریود شدم وحشتناک درد دارم بعد مجبورم کردن با این اوضاع بلند شدم ظرفا رو هم بشورم چون نوبت من بود ‌ . اونا مثل چی بچه میارن من باید کاراشونو بکنم . اصلا اصلا درک ندارن ، بخدا یه ذره حتی یه کوچولو احترام یا محبت برام رویاس . بیست و چهار ساعته هم تو خونه زندانم . حتی یه خواب راحت هم برام نمیزارن . در ماه حتی هزار تومان هم خرج نمیکنم . هیچ آرامشی ندارم . خسته ام بقرآن 🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀 به نظرتون خدا این همه ظلم رو میبخشه ؟؟؟؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

حالا تو فکر کن مامان بنده خدات وقتی مریض میشد چقدر باید کار می‌کرد شوهر داری بچه داری و .....آیا کسی ...

نه ، تو خونه ما اصلا چیزی به نام درک ، محبت و احترام وجود نداره اصلااااا ، حتی یه ذره ... کلمات تعریف نشده ای هستن

من خودم به خانوادم محبت میکنم 

خودم سعی میکنم درک کنم مامان و بابام یا داداش و آبجیم 

سعی میکنم خودمو جای اونا گاهی اوقات بزارم 

اونوقت محبت و عشق وقتی کنی متقابلا بهت برمیگرده 

مثلا هر روز برو مامان یا بابات گاهی بغل کن 

براشون چایی ببر یا دست و پاهاشون و ببوس 

یا از داداشت تعریف کن و ....

شاید اولاش اون بازخوردی که میخوای رو از طرفشون دریافت نکنی 

شاید ها 

ولی به مرور زمان و با تکرار میبینی یک تغییراتی اتفاق افتاده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز