2777
2789
عنوان

داستان واقعی اوشین

27390 بازدید | 35 پست

بچه ها مطمئنم همتون امروز کلی براتون سوال شد که اون مرد کنار دریا کی بود چرا از اوشین تشکر و عذرخواهی کرد 

نامه چی بود و چرا اوشین میخواست کایو رو فراموش کنه 

بیاید بهتون کلی بگم چ خبره

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

تا اونجایی که اوشین میاد خونه کایو اینا کار میکنه همه چیز اوکیه 

تا اینکه امروز که کایو میره کنار دریا نقاشی کنه اوشین میره تا کایو رو برگردونه خونه اونجا کوتا رو میبینه که فراری بوده و اون لحظه دنبالش بودن 

برای همین به اوشین میگه لطفا بیا دستمو بگیر طبیعی رفتار کن تا منو نشناسن 

اوشین هم با کلی ترس قبول میکنه و به کوتا کمک میکنه 

وقتی اوشین داشته به کوتا کمک میکرده کایو اینارو میبینه و با کوتا اونجا ملاقات میکنه 

همونجا یه دل نه صد دل عاشق کوتا میشه و از اون به بعد همش به اوشین میگه براش غذا درست کنه تا به کوتا بده 

ولی از طرفی کوتا هم عاشق اوشین میشه و میاد سرگذشت زندگیشو به اوشین میگه

به اوشین میگه 

از خانواده پولداری بوده و عاشق خدمتکار خونه اشون میشه اما دختره میمیره اینم خونه شونو ول میکنه و بعد از یه سری اتفاقات فراری میشه 

و به اوشین میگه خیلی شبیه عشق قبلیشه و برای همین عاشق اوشین شده

تا اینکه تصمیم میگیرن اوشینو شوهر بدن 

اما اوشین عاشق کوتا هستش و نمیخواد ازدواج کنه اما نمیتونه چیزی بگه چون خودشو مدیون مامان بزرگ و اون خونه میدونه 

برای همین همش سعی میکنه مخالفت کنه 

تا اینکه یه روز که اوشین دعوت شده بود به مهمونی شوهر زوریش دقیقا همون روز کوتا یه نامه می‌فرسته برای اوشین و بهش میگه من فلان جام بیا باهم فرار کنیم بریم توکیو 

اما چون اوشین خونه نبوده اون روز کایو نامه رو میبینه و سریع وسایلشو جمع میکنه و میره به محل قرار و به کوتا میگه اوشین نامزد داره و من دوستت دارم بیا باهم فرار کنیم 

و باهم میرن توکیو 

خلاصه اینا میرن توکیو و اوشین که این قضیه رو میفهمه بدجوری ناراحت میشه از دست کایو 

برای همین میخواد کایو رو فراموش کنه و از اون خونه بره 

و بعدش اوشین هم جمع میکنه میره توکیو

اونجا کایو رو پیدا میکنه و کایو اونو میبره خونه خودش 

ولی کوتا اونجا نبوده 

کایو با ریوزو دوست بوده 

کجا آشنا شده بودن حالا ؟

کایو اونجا از بی پولی میره گیشا میشه و ریوزو از مشتری های اون بار بوده و اونجا آشنا میشن

از اون طرف کایو از کوتا نا امید میشه و بر میگرده شهر خودشون 

و به اوشین میگه وسایل خونه منو بفروش ولی اگه یه روزی کوتا برگشت منو خبر کن لطفا 

تا اینکه یه روزی ک اوشین میره وسایل رو بفروشه میبینه کوتا خونه خوابیده 

و خلاصه که اونجا کوتا رو ملاقات میکنه و کلی حرف میزنن اما مأمورا میانو اوشیونو میگیرن 

ریوزو که عاشق اوشین بوده از زندان میارتش بیرون و بهش درخواست ازدواج میده 

اما اوشین قبول نمیکنه ولی ریوزو سمج تر از این حرفاس و بالاخره باهم ازدواج میکنن با وجود مخالفت مادر ریوزو 

بقیه اتفاقات هم میدونین 

تا قضیه رستوران که اونم مفصله

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز