خانوما من نامزد داشتم ، تو سن 17 سالگی بر خلاف میل خانوادم نامزد کردم باهاش ، شدیدا هم همو دوست داشتیم اما مادرش نمیدونم چرا باهام مشکل داشت . همیشه حرف تو دهنم میزاشت میبرد به نامزدم میگفت . اونم اولا دهن بین نبود اما یهو دهن بین شد شدیدا . حرفای مادرش باعث شدن تو نامزدی دست روم بلند کنه . یبار خواهر نامزد سابقم اون زمان که نامزد بودیم من و حانوادمو دعوت کرد خونشون ، برای شام ... سر سفره شوهرخواهر نامزدم از زنش نمکدون خواست ولی چون نمکدون جلوی من بود خواستم لطف کنم که دراز نشن تو سفره بخاطر یه نمکدون ، خودم نمکدونو برداشتم دادم به شوهر خواهر نامزدم . بعدش مادرش منو به بهونه هایی نگه داشت همونجا ، خانوادم که رفتن خونه فرداصبحش دیدم بی دلیل نامزدم افتاد به جونم میگف اره تو به شوهرخواهر من چشم بد داری .. خواهر شوهر و مادرشوهرم وایستاده بودن حتی نمیومدن کمکم کنن . از اونجا فهمیدم باز تهمت زده مادرشوهرم بهم . نامزدمم همونجوی اش و لاش ولم کرد دم در خونمون و رفت ... اولین بار هم نبود که کتکم میزدم . منم دیگه قیدهمه چیزو زدم و ازش جدا شدم .. خیلیییی دوستش دارم بعد 7 ماه هنوز فراموشش نتونستم بکنم .. اونم همش ابراز پشیمونی میکنه پیام میده ، شمارمو عوض کرد اومد دم خونه ، خونمونو عوض کردیم شماره جدیدیمو پیدا کرد . همش میگه غلط کردم و .... میگه پشیمونم دیگه تکرار نمیشه و ... دیشب مادرش زنگ زد به مامانم میگفت من با دخترتون مشکل نداشتم دخترتون با من مشکل داشت همش منو پیش پسرم بد میکرد الانم دیگه همه چی تموم شده به دخترتون بگید دست از سر پسر من برداره .... در صورتی که وقتی زنگ میزنه یا پیام میده من اصلا جواب نمیدم همش بلاک میکنم خودش با شماره های مختلف باز پیام میده ............ از طرفی دوباره دیشب پیام داد . به نظرتون بگم مادرش اونجوری زنگ زده گفته ؟؟؟؟؟ اصلا جوابشو بدم ....... خیلی دوسش دارم همش وسوسه میشم برگردم تو این 7 ماه شب و روز ندارم ولی نمیدونم چیکار کنم .... خودش میگه دیگه دست روت بلند نمیکنم و .. قلبم میگه قبول کن مغزم میگه نه ....... تروخدا بگید چیکار کنم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
تو اینارو همش از اول دیدی خدا بهت رحم کرد تونسی قبل همه جی جدا شی اینم لابد یه خوابی یه اتفاقی براش افتاده جوگیر شده وگرنه ذاتو نمیشه عوض کرد اخلاقشون همینه چه بسا حرمتاهم شکسته شده و بدتر کنن