2777
2789

سلام بچه ها ماجرای من خیلی مفصله طولانیه از قبل تایپ کردم تندتند میذارم بخونید لطفا راهنماییم کنین ببینم با این زن باید چیکار کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ی صلواتم برا خوب شدن حال من بفرستید ممنون میشم

کاربری دست دونفره .پنج روز در هفته دسته منه ک تاپیک میزنم و دو روز در هفته دست ی  کاربر دیگه .صاحب اصلی این اکانت منم و اون کاربر هیچ تاپیکی نمیزنه و از بس تعلیق شده دیگه شماره نداشت برا همین بهش اکانتو دادم  و با کاربری من هست اون دو روز .اینم برا اینکه انقد میپرسن گفتم 😍❤.

شوهرم بیرون بر داره و یه اخلاقی که داره کلا با همه گرم میگیره مخصوصا کارکنای مغازه‌اش و هوای همه رو داره زن و مرد هم براش فرق نداره منم چون اخلاقش و میشناسم سخت نمیگیرم بهش یعنی میدونم اگر با زن‌ها صحبت میکنه هواشونو داره منظوری نداره جدای از اینا اکثر اتفاقات و خودش برام تعریف میکنه.... حدودا سه ماهی میشه که یه خانمی و بعنوان حسابدار استخدام کردن اوایل که اومده بود من رفتم مغازه دیدمش مدلش اینجوریه که با زن و مرد شوخی میکنه و بگوبخند داره یعنی جنسیت براش فرقی نداره بار اول هم ک منو دید رفتار صمیمی و اینا داشت منم حس بدی از رفتارش نگرفتم ولی الان حدودا یکماهی میشه که رفتارهای غیرعادی داره یعنی شوهرم برام تعریف میکنه که خانم ایزدی(اسم مستعار) مثلا گفته وای آقای جاویدی چرا پیرهنتون لک داره میخواین بدین من ببرم بشورم یا اگر شوهرم به کسی تخفیف بده میگه وای چرا تخفیف دادین شما ضرر میکنین من اصلااا دوست ندارم شما ضرر کنین خلاصه که زبون بازی میکنه

موردای اصلی که خیییلی ذهن منو درگیر کرده دوتا اتفاق هستش

یکی که چندوقت پیش شوهرم اومد خیلی عصبانی گفتم چیشده گفت یه ماجرایی پیش اومده با خانم ایزدی بحث کردم اومدم خونه حدود دوساعت بعد گفت بیا ببین خانم ایزدی چه پیامایی برام داده رفتم دیدم پیام داده اقای جاویدی توروخدا از من قهر نکنین شما با بقیه خیلی برا من فرق دارین من طاقت ناراحتی شما رو ندارم بیامغازه کارت دارم یه حرف مهم باهات دارم توروخدا خلاصه از این پیاما شوهرمم جواب نداده بود

منم چون شوهرم خودش نشونم داد پیاما رو واکنش بدی نشون دادم از درون داشتم منفجر میشدمااا ولی فقط گفتم خب رفتی مغازه چیکارت داشت گفت که اره رفتم پریده جلوم میخواسته بغلم کنه کلللی معذرت خواهی کرده بعدم گفنه مرخصی میخوام و اینا گفتم عزیزم این رفتارش درست نیست چرا با بقیه مردای اونجا اینجوری رفتار نمیکنه گفت نه این منظوری نداره روزی که اومده گفته من حسابداری بلد نیستم ولی خیلی ب این کار احتیاج دارم منم دلم میسوزه براش هواشو دارم ( میدونم شوهرم بی‌منظوره کمک کردناش ب این خانم)

این قضیه گذشت ولی من چندباری که رفتم مغازه این خانم و دیدم کلا سرسنگین بودم باهاش و گرم نگرفتم دیگه

تا امروز شوهر من از کربلا برگشت اول رفته بود مغازه بعد اومد خونه گفتم از مغازه چه خبر

گفت وای خانم ایزدی رو باید میدیدی انگار شوهرش از مسافرت برگشته بود گفته آقای جاویدی دلم براتون تنگ شده بود شما ک نباشی من پشت و پناه ندارم همینکه میای داخل مغازه رو صندلی میشینی انگار من دلم قرص میشه که پشت و پناه دارم توروخدا دیگه مسافرت نرو و.....

حالا شوهرم اینا رو با خنده میگفت اخرش هم گفت واااقعا خانم ایزدی خُله نمیفهمه این حرفا زشته به من میزنه نباید اینجوری بگه چندبار بهش کمک کردم از اشتباهای مالیش چشم پوشی کردم اینجوری میکنه

خانما شوهر من یه اخلاق بدی که داره مثلا اگر درمورد کسی فرقی نمیکنه کی باشه هرکسی بد بگم یا بگم خوشم نمیاد ازش شوهرم میگه تو دیدِ منفی داری از همه بدت میاد فلانی ادم خیلی خوبیه ولی تو دیدت منفیه و بیشتر جذب رفتارای طرف مقابل میشه یعنی طرف بیشتر به چشمش میاد یه جورایی بامن لج میکنه ودیگه چیزی درموردشون برام تعریف نمیکنه....

بخاطر همین اخلاقش نمیخوام روی رفتارای این خانم حساسش کنم براهمین درمقابل رفتارای این خانم که شوهرم برام تعریف میکنه واکنش منفی نشون نمیدم تا هرکاری این خانم میکنه بیاد برام تعریف کنه خبر داشته باشم

ولی نمیدونم با این خانم چه کنم؟

اصلا رفتاراش نرماله؟ حرفاش طبیعیه؟

من چیکار کنم بچه ها؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز