تا امروز شوهر من از کربلا برگشت اول رفته بود مغازه بعد اومد خونه گفتم از مغازه چه خبر
گفت وای خانم ایزدی رو باید میدیدی انگار شوهرش از مسافرت برگشته بود گفته آقای جاویدی دلم براتون تنگ شده بود شما ک نباشی من پشت و پناه ندارم همینکه میای داخل مغازه رو صندلی میشینی انگار من دلم قرص میشه که پشت و پناه دارم توروخدا دیگه مسافرت نرو و.....
حالا شوهرم اینا رو با خنده میگفت اخرش هم گفت واااقعا خانم ایزدی خُله نمیفهمه این حرفا زشته به من میزنه نباید اینجوری بگه چندبار بهش کمک کردم از اشتباهای مالیش چشم پوشی کردم اینجوری میکنه
خانما شوهر من یه اخلاق بدی که داره مثلا اگر درمورد کسی فرقی نمیکنه کی باشه هرکسی بد بگم یا بگم خوشم نمیاد ازش شوهرم میگه تو دیدِ منفی داری از همه بدت میاد فلانی ادم خیلی خوبیه ولی تو دیدت منفیه و بیشتر جذب رفتارای طرف مقابل میشه یعنی طرف بیشتر به چشمش میاد یه جورایی بامن لج میکنه ودیگه چیزی درموردشون برام تعریف نمیکنه....
بخاطر همین اخلاقش نمیخوام روی رفتارای این خانم حساسش کنم براهمین درمقابل رفتارای این خانم که شوهرم برام تعریف میکنه واکنش منفی نشون نمیدم تا هرکاری این خانم میکنه بیاد برام تعریف کنه خبر داشته باشم
ولی نمیدونم با این خانم چه کنم؟
اصلا رفتاراش نرماله؟ حرفاش طبیعیه؟
من چیکار کنم بچه ها؟