دوستان من ۱۰ساله ازدواج کردم سنتی نه عاشقانه ب طرز وحشتناکی عاشق هم بودیم در حد جنون همین الانم خیلیی عاشقمه ی دختر ۴سال نیم هم دارم هیچ مشکل خاصی بینمون نیست خیلیم زندگی خوبی داشتیم و داریم اگر گند نزنه ب همه چی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هیچی همین موضوع گرفته بود دستش گذشت تا ۴ شنبه ب من گفت نرو خونه دوستت خیلی الکی هیچ دلیلی هم نداشت من رفتم و خبر دار شد ک رفتم دخترم دهن لقی کرد باورتون نمیشه چنان دعوایی راه انداخت دخترم مث بید میلرزید
بعد ک آروم شد مثل چی پشیمونه ولیراه بخشش اصلا وجود نداره بنظرم شغلش جوریه ک زیاد نمیبینمش وقتایی ک خونست هم الکی سعی میکنم بخوابم ک نبینمش چون شروع میکنه منت کشی