2777
2789
عنوان

عمرم گذشت اما بدرد تو نخوردم💔

187 بازدید | 9 پست

امام_حسین_ع_مناجات_محرمی#  



عمرم گذشت اما بدرد تو نخوردم

شرمنده‌ام آقا بدرد تو نخوردم


تو فکر من بودى ولیکن من نبودم

اصلاً به فکر نوکرى کردن نبودم


من دور بودم تو مرا نزدیک کردى

راه مرا از کربلا نزدیک کردى


گفتى اگر تو بى پناهى من حسینم

حتى اگر غرق گناهى، من حسینم


گفتى بیا پاک از گناهت می‌کنم من

تو رو به چاهى، رو به راهت می‌کنم من


آواره ام، آواره را آواره‌تر کن

بیچاره‌ام، بیچاره را بیچاره‌تر کن


آوارگى در این حسینیه می‌ارزد

بیچارگى در این حسینیه مى‌ارزد


هرشب اسیرم می‌کنى پاى بساطت

دارى تو پیرم می‌کنى پاى بساطت


من چاى می‌ریزم گناهم را بریزى

یکجا تمام اشتباهم را بریزى


شأن نزولت می‌کند آخر بلندم

سر را تو دادى جاى آن من سربلندم


وقتى گذر کردند خیلی‌ها ازینجا

رفتند تا معراج تا بالا ازینجا


اینجا گرفته از خدا عیسى دمش را

اینجا خدا بخشید آخر آدمش را


من خام بودم غصه و غم پخته‌ام کرد

این پخت و پزهاى محرم پخته‌ام کرد


می‌بینم اینجا پنج تا نور مقدس

این آشپزخانه‌ست یا طور مقدس


اینجا همانجایی‌ست که مولا می‌آید

زینب می‌آید، بیشتر زهرا می‌آید


من عالمى دارم در اینجا با رقیه

هروقت دستم سوخت گفتم یا رقیه


منت ندارم بر سرت... تو لطف کردى

حالا که هستم نوکرت، تو لطف کردى


یک شب غذاى خواهرت را بار کردم

یک شب غذاى دخترت را بار کردم


باید که دست از هرچه غیرکربلا شست

دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست


خدمت تجلى ارادت‌هاى شیعه‌است

بالاترین نوع عبادت‌هاى شیعه‌است


ما به ولایت می‌رسیم از این مودت

ما به مودت می‌رسیم از راه خدمت


خدمت درِ این خانه تنها فرصت ماست

گفتند: اینجا پنج روزى نوبت ماست


این پارچه مشکى فداى روى ماهش

دارد سفیدم می‌کند رنگ سیاهش


از سوخته دل‌ها نگیر آقا غمت را

یک وقت از دستم نگیرى پرچمت را


بگذار یک گوشه به پاى تو بمیرم

کنج حسینیه براى تو بمیرم


منکه به غیر از لطف تو یارى ندارم

منکه به غیر از کار تو کارى ندارم


آن‌قدر بین دسته‌هایت ایستادم

نذر على اصغر تو آب دادم


اى کاش بین ایستادن‌ها بمیرم

آخر میان آب دادن‌ها بمیرم


خوب است نوکر آخرش بى سر بمیرد

خوب است بین نوکرى نوکر بمیرد


خوب است ما هم گوشه‌اى عطشان بیفتیم

در زیر پاى این و آن عریان بیفتیم


خدمت به این بى رنگ و رو هم رنگ و رو داد

این کفش‌ها را جفت کردن آبرو داد


در هرکجا که نام پیراهن می‌آید

زهرا می‌آید پیش ما، حتماً می‌آید


من دست بر سینه دم در می‌نشینم

در مجلس فرزند، مادر را ببینم


من می‌نشینم کار و بارم پا بگیرد

شاید به من هم چادر زهرا بگیرد


✍ #علی_اکبر_لطیفیان



حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت#  


تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد

هیچ کس حدس نمی‌زد که چنین سر برسد


پدرش چیز زیادی که نمی‌خواست، فرات!

یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد؟!


خوب شد عرش همه نور گلو را برداشت

حیف خون نیست بر این خاک ستمگر برسد؟


خون حیدر به رگش، در تب و تاب است ولی

بگذارید به سن علی اکبر برسد


شعله‌ور می‌شود این داغ دوباره؛ وقتی

شیر در سینه‌ی بی کودک مادر برسد


زیر خورشید نشسته، به خودش می‌گوید:

تیر نگذاشت که آن جمله به آخر برسد


✍ #علیرضا_لک



حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت#  


دُرّ گونه، زیبا و سپید: از گوش تا گوش

گلبوسه تنها می‌دوید از گوش تا گوش


هر بار که بابا بغل کرد اصغرش را

دست نوازش می‌کشید از گوش تا گوش


در گوش جبرائیل بی شک روضه خوانده

وقتی خداوند آفرید از گوش تا گوش


"روح الامین" را از شب هفتم بگویید

باید تصاویری کشید از گوش تا گوش


فردای محشر "گردنش" باشد "مدالش"

دارد نشان، طفل شهید از گوش تا گوش


جای تورق گریه باید کرد زیرا

می‌آورد "شیخ مفید" از گوش تا گوش...


با اینکه قد و قامتش در تیررس بود

یکباره فرمانی رسید از گوش تا گوش


از خستگی خوابیده بود آشفته‌اش کرد

تیری که نازش را کشید از گوش تا گوش


تیری که راحت حرمله آن را رها کرد

حلقوم اصغر را برید از گوش تا گوش


چون برگ پاییزی سرش از نیزه افتاد

باد خزان وقتی وزید از گوش تا گوش


وقتی رباب از حنجر او یاد می‌کرد

با گریه ناخن می‌کشید از گوش تا گوش


✍ #علیرضا_خاکساری



یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت#  



از زبان تیر...


قبول دارم در کربلا صواب نکردم

ملامتم نکن! آغوش را جواب نکردم


همه توان خودش را گذاشت حرمله اما

خدا گواه به سمت علی شتاب نکردم


به زهر، کام مرا تلخ کرد حرمله اما

هوای بوسه بر آن شیشۀ گلاب نکردم


هزار بار مرا سمت مشک آب فرستاد

ولی به حضرت عباس فکر آب نکردم


دو راه داشتم: اصغر - حسین... ساده بگویم

که چشم بستم و از این دو انتخاب نکردم


به تیره بختی من تیر نیست در همه عالم

که هیچ کار برای دل رباب نکردم


✍ #محمدحسین_ملکیان



حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت#  


وقتی به هم لب‌های طفل محتضر می‌خورد

بر قلب مادر تیر نه، که نیشتر می‌خورد


در روضه‌هایش آمده مثل علی اکبر

او آب از تسنیم لب‌های پدر می‌خورد


یاقوت لب‌های علی‌اصغر ترک برداشت

یاد لب او، آب هم خونِ جگر می‌خورد


این شیرخواره مثل شیر نر رجز می‌خواند

دشمن "شکست" از تشنه‌کامی بی سپر می‌خورد


شاهی سخن گفت و سپاهی هلهله کردند

خیلی به کوه غیرت شهزاده بر می‌خورد


بی شک شفیع برزخ و دنیا و محشر اوست

از این جهت بر نای او تیر سه پر می‌خورد


هرگز نمی‌بخشید حلق خویش را تا حشر

تیر سه پر بر قلب بابایش اگر می‌خورد


داده سلامی بر لب خشکیده‌ی بابا

از تیرهای آبدیده هر قَدَر می‌خورد  


✍ #محسن_حنیفی



حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت#  

زبان_حال_امام_حسین_ع#  


خون از لبان چاک‌چاکش پاک می‌کردم

با دست خود شش‌ماهه‌ام را خاک می‌کردم


شرمنده‌ی شش‌ماهه‌ام هستم خبر دارید؟

چشمان بازش را خودم بستم خبر دارید؟


هرگز نکرده هیچ کس کاری که من کردم

با تکه‌ای قنداقه طفلم را کفن کردم


بالای سر مشغول تلقین دادنش بودم

خیره به رگ‌های ظریف گردنش بودم


در گوشش استرجاع را با لحن غم خواندم

آن‌جا به تنهایی نمازش را خودم خواندم


من هم وجودم رنگ و بوی محتضر دارد

بابایِ بچه‌مرده از حالم خبر دارد


چشم انتظار لحن باباگفتنش بودم

از روز میلادش به فکر جوشنش بودم


حالا تمام هستی‌ام در گور خوابیده

داغش به روی خیمه، خاکِ مرده پاشیده


یادم نرفته آن ترک‌هایی که بر لب داشت

یادم نرفته روزهای آخری تب داشت


لرز سرش، ضعف تنش، آتش به جانم زد

با هر تلظی کردنش آتش به جانم زد


از مادرش هم نیز کاری بر نمی‌آمد

از فرط بی حالی صدایش در نمی‌آمد


از وصله‌ی جان دل‌بریدن گریه هم دارد

از این و آن منت کشیدن گریه هم دارد


بیش از بقیه حرمله خیلی عذابم کرد

تیر سه شعبه عاقبت خانه‌خرابم کرد


از کشتن ما حرمله هرگز نشد خسته

آمد برای کشتن طفل زبان بسته


ای کاش مثل اکبرم من را صدا می‌زد

طفل عزیزم روی دستم دست و پا می‌زد


دیگر رباب از فکر او بیرون نمی‌آمد

راحت سه شعبه از گلو بیرون نمی‌آمد


در راه دین، شش‌ماهه مثل مادرم دادم

در راه خیمه بود یاد محسن افتادم


با حسرت دیدار او عمری برادر سوخت

محسن، همان که پشت در همراه مادر سوخت


✍ #علیرضا_خاکساری



حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: «وَ اکثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعجیلِ الفَرَج فإنَّ ذلِک فَرَجُکم؛[12] برای تعجیل در فرج من، بسیار دعا کنید، زیرا که گشایش کارهای شما در آن است.»


بسم الله الرحمن الرحیم



به نام خداوند بخشنده ی مهربان



اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا



خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات ، سرپرست و نگاه دار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولیت حضرت حجّة بن الحسن که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد باش ، تا او را به صورتى که خوشایند اوست [ و همه از او فرمانبرى مى نمایند ] ساکن زمین گردانیده ، و مدّت زمان طولانى در آن بهره مند سازى



 «اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج» 


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  16 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  15 ساعت پیش