2777
2789
عنوان

مسیر زندگی ام اشتباه بود حسین💔

304 بازدید | 29 پست



دلی شکسته و رویی سیاه آوردم

ببین که توشه ای از اشک و آه آوردم


بسان کشتی پهلو گرفته در ساحل

به آستان رفیعت پناه آوردم


هزار مرتبه مرگ از خدا طلب کردم

خجل ز روی تو حال تباه آوردم


مسیر زندگی ام اشتباه بود حسین

ولی به لطف شما رو به راه آوردم


بگو به اهل حرم تا مرا حلال کنند

کنون که پیش تو عذر گناه آوردم


به بنده پروری و مهرتان یقین دارم

سرم خوش است که حاجت به شاه آوردم


#کمیل_کاشانی









زار و پریشان آمدم
در کوی جانان آمدم
مولا پشیمان آمدم
آیا قبولم می‎کنی ؟

راه تو را بستم حسین
قلب تو را خستم حسین
حالا که پیوستم حسین
آیا قبولم می‎کنی ؟

سر بر زمین افکنده‎ام
از زینبت شرمنده‏ام
حالا به کویت بنده‎ام
آیا قبولم می‎کنی ؟

در پای تو بی سر شوم
در باغ تو پرپر شوم
قربانی اصغر شوم
آیا قبولم می‎کنی ؟

#کمیل_کاشانی



انانکه شرح واقعه کربلا کنند

بر ماجرای حضرت حر ابتدا کنند


از شأن و عزتش بنویسند اگر همه

شاید که حق گوشه‎ای از آن ادا کنند


شایسته است مردم آزاده تا ابد

بر او به رسم عشق و ادب اقتدا کنند


ثابت شد از عنایت مولای ما به او

«اهل نظر معامله با آشنا کنند»


از عاقبت به خیری اگر صحبتی شود

با نام او به مجلس روضه صفا کنند


تا صبح روز واقعه هم با یزید بود

می‎خواستند تا ز حسینش جدا کنند


اما خدا ز مرحمتش دست او گرفت

تا اسم او به جرگه ی خوبان صدا کنند


#کمیل_کاشانی



بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

🕯🥀🍂

🥀

❇️ #سلام_امام_زمانم 🌤 


آقا بیا تصویر دنیا را عوض کن

یا چشم‌های خستهٔ ما را عوض کن

خیلی عوض کردند دنیا را پس از تو

برگرد و این تغییر بی‌جا را عوض کن


    🤲 اللّهُمَّ‌ عَجِّلْ‌ لِوَلِیِّکَ‌ الْفَرَج 🤲

🤲اللَّهُمَّ اجْعَلْنٰا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ🤲


#امام_زمان علیه‌السلام

🥀

🕯🥀🍂




همه‌ی عزت دنیای حسین است حسن

به خداوند مسیحای حسین است حسن


بی حسن سوی حسینش بروی باخته‌ای

جان من! صاحب امضای حسین است حسن


این حسن کیست که عالم همه دیوانه‌ی اوست؟

برترین اسم‌ به لب‌های حسین است حسن


هرکسی گفت حسین، از برکات حسن است

تا ابد پرچم بالای حسین است حسن


بنویسید که آقای جهان است حسین

بنویسید که آقای حسین است حسن


زیر قبه همه گفتیم الهی به حسن

باب حاجات گداهای حسین است حسن


همه در کرببلایند، حسین رفته بقیع

چه عجب؟! جنت اعلای حسین است حسن


او علی اکبر اگر داد، حسن قاسم داد

در بلا هم شده، هم پای حسین است حسن


بعد او خنده ندیدند به لب‌های حسین

آی مردم غم عظمای حسین است حسن


✍ #سیدپوریا_هاشمی





آمدم تا جان کنم قربان تو

پیش تو گردم بلاگردان تو


در حرم دیدم که تنها مانده‌ام

همرهان رفتند و من جا مانده‌ام


رفتی و دیدم دل از کف داده‌ام

خوش به دام عقل و عشق افتاده‌ام


عقل آن سو، عشق این سو می‌کشانْد

از دو سو، این می‌کشانْد، آن می‌نشانْد


عقل گفتا: صبر کن، طفلی هنوز

عشق گفتا: کن شتاب و خود بسوز


عقل گفتا: هست یک صحرا عدو

عشق گفتا: یک‌تنه مانده عمو


عقل گفتا: روی کن سوی حرم

عشق گفتا: هان! نیُفتی از قلم


عقل گفتا: پای تو باشد به گِل

عشق گفت: از عاشقان باشی خجل


عقل گفتا: نی زمان مستی است

عشق گفتا: موسم بی‌دستی است..


راهی‌ام چون دید، عقل از پا نشست

عشق، دست عقل را از پشت بست..

::

خاطر افسرده‌ام را شاد کن

طائر روح از قفس آزاد کن


هم دهد آغوش تو بوی پدر

هم بُوَد روی تو چون روی پدر


بین ز عشقت سینۀ آکنده‌ام

در برِ قاسم مکن شرمنده‌ام


من نخواهم تا به گردت پر زنم

آمدم، آتش به جان یکسر زنم


دوست دارم در رهت بی‌سر شوم

آن‌قَدَر سوزم که خاکستر شوم..


مُهر زن، بر برگۀ جان‌بازی‌ام

وای من! گر از قلم اندازی‌ام


هست، بعد از نیستی، هستی من

شاهد عشق تو، بی‌دستی من..


گو شود دست من از پیکر جدا

کی کنم دامان عشقت را رها؟


✍ #علی_انسانی





آمد به میدان، لشکر غم را خبر کرد

از خیمه نه، از سن و سالش هم گذر کرد!


آه بلندش در دل آهن اثر کرد

کوچک نخوانش، این پسر کار پدر کرد


بغض جمل را بین دشمن شعله‌ور کرد

با نعره‌ی ابن الحسن عزم خطر کرد


مانند قاسم دشت را زیر و زبر کرد

سقا شد آنجا که عمویش را نظر کرد


چشم تمام خیمه را ناگاه، تر کرد

آمد جلو، خود را بلاگردانِ سر کرد


اینجای مقتل عمه‌اش را خون جگر کرد

ارثیه ی زهراست...، دستش را سپر کرد


✍ #مسعود_یوسف_پور





طالبِ خونِ خدا،مَتی تَرانا وَ نَراک
يابنَ مِصباح الـ‌هُدی،مَتی تَرانا وَ نَراک...

چه شود با تو کنم گريه سرِ قبرِ حسين
با حضورِ شـ‌هدا،مَتی تَرانا وَ نَراک
 
تعجیل در فرج مولایمان صلوات


امام حسین علیه السلام:«… مهدی ما در عصر خودش مظلوم است، تا می­توانید دربارهٔ  آن حضرت سخن بگویید و قلم­ فرسایی کنید؛ آنچه درباره­ٔ شخصیّت این معصوم بگویید درباره­ٔ همه­ٔ معصومین (علیهم السّلام) گفته اید؛ چون حضرات معصومین همه در عصمت و ولایت و امامت یکی هستند و چون این زمان، دوران مهدی ما است سزاوار است درباره­ٔ او بیشتر گفتگو شود

بالحسینِ  «اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج» 



عمه مرا رها کن

من می‌روم به میدان، تنها مرا دعا کن

من از تبار شیرم

گاهی مرا علی و، گاهی حسن صدا کن

من در طواف یارم

حاجی کربلا را، قربانی منا کن

عمه خدانگهدار

در دل به یاد داغم، بزم عزا به‌پا کن

با یاد اصغر و من

بر سینه‌ی عمویم، شش‌گوشه‌ای بنا کن



از غصه آب می‌شد

وقتی که دید ارباب، تنها خطاب می‌شد

وقتش رسیده حالا

باید که بعد قاسم، او انتخاب می‌شد

می‌ماند اگر به خیمه

حتما که شرمگین از، روی رباب می‌شد

خوشحال بود از این‌که

جزءِ فداییانِ، مولا حساب می‌شد

از غصه کم می‌آورد

از جانب عمویش، وقتی جواب می‌شد



می‌دید بین گودال

رو به غروب رفته، خورشید بین گودال

از شدت جراحت

خون عمو حسین‌اش، پاشید بین گودال

کار عمو تمام است

باران سنگ و نیزه، بارید بین گودال

بغضش تَرک‌تَرک شد

وقتی که خنجر شمر، خندید بین گودال

کم‌کم امید می‌باخت

شد ناامید آن‌روز، امّید بین گودال



آمد به‌کار، دستش

مثل عموش عباس، در کارزار دستش

از دست عمه پر زد

مثل کبوتری تا، آغوش یار دستش

مثل عقیق سرخی

شد بر رکاب سینه، حالا سوار دستش

آنقدر زخم برداشت

تا که میان گودال، شد لاله‌زار دستش

سر روی نیزه رفت‌و

تن روی خاک ماند و بین غبار دستش...


شعر از گروه ادبی #یاقوت_سرخ

انجمن شعر آیینی شهرستان بروجرد



حضرت_عبدالله_بن_الحسن_ع_شهادت#  


بارگاهی که شده عرش خدا کَفش‌کَنش

لشکری پای نهادند به روی بدنش


این حسین است که مانده است تنش روی زمین؟!

یا روی خاک، به لب آمده جان حسنش


یک‌ نفر درصدد غارت عمامه‌ی او

یک نفر آمده تاکه ببرد پیرهنش


دورتادورِ حرم دست حرامی‌ها بود

وارد معرکه شد شیر یل صف شکنش


رجز شیر جمل نعره‌ی مستانه‌ی اوست

یاحسن بود که می‌ریخت ز کنج دهنش


آمد و داشت به لب آیه‌ی "فَاخْلَعْ نَعْلَيْك"

گفت سیناست همین سینه‌ی غرق محنش


بی وضو آنکه نبرده است دمی نام عمو

بود با شمر درآن مهلکه روی سخنش


به ادب نافه‌گشایی کن ازآن زلفِ سیاه

*جای دل‌های عزیز است به هم بر مَزَنَش*


ساربانا سر من سهم تو اما عوضش

دست بردار از انگشت و عقیق یمنش


بود آن لحظه دعای لب عطشان عمو

که میان دل خود داشت غم یاسمنش


*یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

می‌سپارم به تو از دست حسود چمنش*


وای از بال و پرش، رفت به غارت با تیغ

وای از حنجره‌اش، حرمله شد راهزنش


وطن آغوش حسین است، خوشا عبدالله

لاأقل جان نسپرده است به دور از وطنش


✍ #محسن_حنیفی


*جناب حافظ (ره)  



حضرت_عبدالله_بن_الحسن_ع_شهادت#  


روح والای عبادت به ظهور آمده بود

یا که عبداللَه در جبههٔ نور آمده بود؟


کربلا بود تماشاگر ماهی کز مهر

یازده لیلهٔ قدرش به حضور آمده بود


یازده برگ، گل یاسِ حسن بیش نداشت

که به گلزار شهادت به ظهور آمده بود


یوسف دیگری از آل علی، کز رخ او

چشم یعقوب زمان باز به نور آمده بود


باغبان در ورق چهرهٔ گرمازده‌اش

گلشن حُسن حَسن را به مرور آمده بود


صورتش صفحهٔ برجستهٔ قرآن کریم

صحبتش ناسخ تورات و زبور آمده بود


بی‌کلاه و کمر از خیمه چو قاسم بشتافت

بس‌که از تاب تجلّی به سرور آمده بود


قتلگه طور و حسین بن علی، چون موسی

به تماشای کلیم اللَه و طور آمده بود


به طواف حرم عشق ز آغوش حرم

دل ز جان شُسته به شیدایی و شور آمده بود


عجب از این همه مستی چو برادر را دید

که چه‌ها بر سرش از سمِّ ستور آمده بود


طفل نوخاسته برخاسته از جان و جهان

آسمان زین همه غیرت به غرور آمده بود


بر دل و پهلوی این عاشق و معشوق، دریغ

نیزه و تیر ز نزدیک و ز دور آمده بود


دست شد قطع ولی دل ز عمو، قطع نکرد

طفل این طایفه یا رب چه صبور آمده بود


گرچه لب‌تشنه به دامان "امامت"، جان داد

بر سرش فاطمه با ماء طهور آمده بود...


✍مرحوم #سیدرضا_مؤید



ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز