بعد ۹ ماه تونستم رابطه ای ک سمی بود کنار بذارم..دلم تنگ میشه براش.. دلم میخاد گریه کنم.. ولی نمیتونستم بیشتر از این با ابروم بازی کنم..نمیتونستم دیگ با استرس زندگی کنم.. هروز ازفشار عصبی قلبم سنگین میشد تیر میکشید..چن وقته دارو ضد استرس مصرف میکنم ..بهم میگفت دوسال بمون باهام تا بیام خاستگاری
از کجا ملوم راست میگفت
از کجا ملوم سرکار نباشم
از کجا ملوم بعد دوسال دلشو نزنم
منم ابرو دارم ..وقتم مهمه برام ..ایندم مهمه .. نمیتونستم اعتماد ب حرفش کنم.. ناراحته از رفتنم ولی دیگ موندنم حاال هیچکدوممونو خوب نمیکرد.. الهی خوشبخت شه💔🙂