چند ساعت پیش زنگ زد گفت نمیاد خونه میخواد بره خونه مامانش کار داره خیلی هم عصبی بود
الان که برگشته میگه یکی از فامیل هاشون خواهرش رو با یه پسر تو خیابون دیده میگه ابرومون رفته دیگه چطور سرم رو تو فامیل بلند کنم میگه میشم نماد بی غیرتی
آخه اون آدمه خیلی فضوله مطمئنا فردا تو همه فامیلشون این مسئله رو جار میزنه
ای بابا به من چه اون دختره چه غلطی کرده الان تا یه هفته میخواد بره تو فاز پرخاشگری و بی اعصابی ، عادتشه همیشه غصه و ناراحتی خانواده شو سر من و بچم خالی میکنه اونا رو می بینه میشه پسر پیغمبر تو خونه خودمون خودشو تخلیه میکنه الانم جاشو برداشت رفت تو اتاق آخه همیشه تو حال میخوابیم لعنت به اون فامیل فضول یکی نیست بگه اشغال به تو چه ربطی داره میای زر میزنی اعصاب ما رو هم خراب میکنی