۱۲ ساله جدا زندگی میکنم
دختر پسرمو۱۳ ساله تنهایی بدون کمک اونا بزرگ کردم
از بس مواد مصرف کرد دیوانه شد ۷ سال دیوانه خانه بود
۳ ماه تو کما بود امشب اعضا تنش اهدا کردن و
فردا خاک سپاری
کلی گریه کردم
یاد تمام اون کتک ها و فوش ها و تهمت ها و ......
خودشو مقصره اما هزار برابر مقصر تر خانوادش بودن
فامیل دور میشن
احتمالا فردا عمو عمه و دایی هام میرن مراسم
نمیدونم من فردا برم؟؟؟؟
بچه هامو زنگ زدن عموشون و عمه شون ک برن اونجا نرفتن و نذاشتم خودمم ک برن
فردا خاک سپاری قبرستان برم با بچهام؟؟؟
نامزد کردم و کسی نمیدونه حتی فامیل خودم
نامزدم میگ ببرمتون کسی منو نبینه