راستش زندگی با پدرومادرم خیلی برام سخت شده
مخصوصاً مادرم
سنم ۲۲ساله
پیشنهاد ازدواج ندارم یکی دوتا هست که اونا هم مادرم اجازه نمیده حتی شرایطش را بپرسیم
بعد من میگم بذار ببینیم شاید به من بخوره شرایطشون نمیذاره و میگه تو داری خودتو واسه شوهر میکشی
تو خونه اتاق و فضای شخصی ندارم بین منو خواهرم تبعیض شدیدی قائل میشن
دوست ندارم بمونم اینجا
مادرم خیلی ایرادگیر و سختگیره
مدام میگه هیچکس تورو نمیگیره یا ازم ایراد میگیره بهم میخنده بعد میگه چرا تو با ما احساس نزدیکی نمیکنی با دوستات میکنی
خب دوستام مسخرم نمیکنن یا دعوا نمیکنن یا ایراد نمیگیرن ازم گاهی هم ازم تعریف میکنن
بعدشم میگه تو هر مشکلی برات پیش اومد نباید بیای بگی خودت حلش کن