2789
عنوان

حضرت حافظ

52 بازدید | 1 پست

خرم آن روز کزین منزل ویران بروم 

راحت جان طلبم و وز پی جانان بروم 

گر چه دانم که به جایی نبرد راه غریب

من به بوی سر آن زلف پریشان بروم 

دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت 

رخت بر بندم و تا ملک سلیمان بروم 

چون صبا با تن بیمار و دل بی طاقت

به هواداری آن سرو خرامان بروم 

در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت

با دل زخم کش و دیده ی گریان بروم

نذر کردم کزین غم به در آیم روزی 

تا در میکده شادان و غزل خوان بروم

به هواداری او ذره صفت رقص کنان 

تا لب چشمه ی خورشید درخشان بروم 

تازیان را غم احوال گرانباران نیست 

پارسیان مددی تا خوش و آسان بروم 

ور چو حافظ ز بیابان ره نبرم بیرون 

همراه کوکبه ی آصف دوران بروم 






خرم آن روز کزین منزل ویران بروم 


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792