سلام من کاربرای قبلیم تعلیق شدن چون من همیشه یه اتفاقایی برام میفته ک هیچ کس باور نمیکنه بچه ها دیشب من با دخترعموم تو پارک بودیم .... بعد ۴ تا پسر خلاف کار. بودن ک مست بودن .... افتادن دنبالمون دختر عموی من یکم بچه هست ۱۶ سالشه.. به دختر عمو من تیکه انداختن دختر عموم بهشون فوش داد .. و من هواسم نبود داشتم با تلفن حرف میزدم ک یهو پسرا تاب خوردن با موتور بودن .. من ۲۱ سالمه من گفتم ببخشید دختر عمو من کم سنه اشتباه شده.... بعد دیدم یکی از پسرا دست منو گرفت گفت ببین من خوشم میاد ازت یا شمارمو میگیری یا اینجا پارک خراب میکنم . دورم جمع شده بودن با چاقو بود دختر عموم از ترس رفت اونور .. منم باهاشون دعوا کردم .. بعد پسرای هم شهریمون ریختن رو پسرا ک خجالت بکش برا یه دختر چاقو کشیدی بعد ب من گفت حیف ک دختری منم گفتم تو اصن فک کن من پسرم میخای چه غلطی بکنی .. خلاصه جنگم افتاد و دعوا کردیم و من زنگ زدم دوس پسرم دوس پسرم هم خیلی بی اعصاب و خیریه.. شهر ما پسراش خطرین و دختر تا دیر موقعه تنها بیرون باشه براش مشکل پیش میاد .. زنگ زدم ب دوس پسرم الان ۲ ساله باهمیم همه خونواده هامون هم میدونن گفتم کجایی گفت با رفیقام بالای تپه ... منم همون موقعه یه پراید اومدسوارمون کرد گفتم برو بالا تپه.. دیدم اون پسرا خلاف دنبالمون راه افتادن.. منم همون موقعه ب دوست پسرم ک اسم مستعار. گزاشتم علی بهش زنگ زدم گفتم ارازل دنبالمون... بعد موتوری اومد جلو پراید گفت نگهه دار وگرنه ماشینتو سوراخ میکنیم بعد یکی پسرا سوار شد گفت حرکت کن... همون ثانیه علی دوست پسرم ۲ تا ماشین ریختن پایین ارازل رو شناخت ۴ تا ارازل رو پیاده کردن .. گفت این دختر نامزدمه ک افتادین دنبالش اونهم گفتن نشناختیم فک کردیم غریبس ... خلاصه بالای تپه تا جا داشتن کتک خوردن اون پسرا ... بعد علی گفت میای دست نامزد منو میگیری تو پارک خیلی شلوغ شد علی براش تیزی کشید من فک کردم الان میکشدش تا رفیقاشون از هم جداشون کردن