2777
2789
عنوان

شوهرم جدیدا خیلی بد رفتار شده

304 بازدید | 20 پست

عقد هستیم 

همه چیو میندازه گردن من رفتیم مشاوره میگه مشکل شما دخالت دادن ماماناتونه من بهش میگم  خانوادتو نیار وسط مگه مشاوره نگفت نیارین تو دایره خودتون 

اونشب میگه اره مامانم میگه خانومت خیلی خوب شده رفتارش با مهمونا اومد نشست گرم گرفت فلان دوستت داره ها ولی بعضی وقتا با رفتارش تورو عصبی میکنه 

حالا چرا اینارو گفته چون قبلا اقوام ترک اینا اومده بودن منم مادرم ترک هست ولی خودم اصلا ترکی یاد ندارم چون پدرم تات هست  برا همین نمیفهمیدم چی میگن ساکت بودم کار خودمو میکردم و اینم بگم کلی کمک کردم ظرف شستم و اینا

این دفه مهموناشون فارس بودن و باهاشون صحبت میکردم  به راحتی ارتباط گرفتم 

بقیشو هستین بگم 

.

حالا اینکه تعریف کرده دستش درد نکنه اتفاقا خیلی احترامشو دارم و کمکش میکنم از صب میرم تا عصر ظرف میشورم وقتی مهمون داره اینم بگم خودش هم کمک می‌کنه و همش به من میگه کار نکن و اذیت شدی و عذرخواهی میکنه 


حالا من به شوهرم گفتم چرا جوری رفتار میکنی ک مادرت بفهمه عصبی هستی مامانت نباید نظر بده مگه نشنیدی مشاور چی گفت نه به مادر من مربوطه دعواهامون نه به مادرتو

.

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

حالا بار اولش نیست ک خانوادشو دخالت میده 

ی بار سر همینا بحثمون شد داشت تا مرز سکته میرفت 

چند هفته پیش چون بیماری قلبی داره  ارثی هست  قلبش درد گرفت اینم انداخت گردن من بعدش جالبه ک گفت اره مامان بابام میخواستن بیان در خونتون اگ جلوشونو نمیگرفتم 

انگار تقصیر منه منم به مامانم گفتم مامانم تازه عمل کرده حالش زیاد خوب نیست گفت بگو منتظرم بیان زمونه برعکس شده به جا اینکه ما بریم بگیم دختر ندادیم ک اشکشو در میارین اون میخاد بیاد جلو در ما

.

پوستت کندست با این شوهر دهن بینتمامانی هم هستاز الا با مشاور راه حل بگیر درستش کن

باورت میشه فکر میکنه مشکل از منه 

مشاور هم خب میگه دوتاتون باید تغییر کنین نه یک نفر 

ولی این همش میخاد من تغییر کنم انگاری فقد من مقصرم

.

جالبه بهش گفتم مادرت نباید دخالت کنه انقد بهش برخورد هر چی از دهنش در اومد به من گفت و بعدشم افتاد به گریه ک اره من زندگیمو دوس دارم میخوام اوکی بشیم دعوا نکنیم 

بعد جالبه منو اصلا نمیبره مسافرت  میگه اره تو جنبه یک ساعت بیرون اومدن نداری بحث میندازی گفتم خودت شروع کردی اصلا مادرت هر چقد بد منو گفت تو هیچی برا من تعریف نکن بابا

باز قلبش درد گرفت تا مرز سکته رفت براش قرص گرفتم از دارخونه بهتر شد

.

باورت میشه فکر میکنه مشکل از منه مشاور هم خب میگه دوتاتون باید تغییر کنین نه یک نفر ولی این همش میخا ...

از اول نشناختیش؟

اگه تو عقدی هنوزم دیر نشده

باور کن مرد دهن بین و مامانی عذابه تا اخر عمرت 

تازه خود خواه هم هست

پوستت کندست با این شوهر دهن بینتمامانی هم هستاز الا با مشاور راه حل بگیر درستش کن

باورت میشه مامانی نیست 

چون  انقد سر مامانش داد میزنه خانوادش ازش بیزارن  اینو بعد عقد فهمیدم من 

.

از اول نشناختیش؟اگه تو عقدی هنوزم دیر نشدهباور کن مرد دهن بین و مامانی عذابه تا اخر عمرت تازه خود خو ...

دقیقا خیلی خودخواهه 

نه ما همش سه ماه باهم دوس بودیم

من شرایط خانوادگی خوبی ندارم بخاطر رفتارای بد پدرم رفتم سمت رل بازی و ازدواج. اینم بگم اوایل خیلی خوب بود الان اینطوری شده 

.

میره ور دل مادرش همه چیز میگه؟این یعنی مامانیهبد دهنیش ملاک نیست

مبدونی این هر وقت عصبی میشه از چهرش مشخص میشه 

بارها شده سرکار خسته بوده مامانش فک کرده من عصبیش کردم 

و اینکه مامانش چطور فهمیده رو نه نمیره به مامانش نمیگه اون شب چون قلبش درد میکرده و علائم سکته مغزی داشته  چند دیقه زبونش انگار قفل کرده بوده مامانش اینا فهمیدن با من بحثش شده چون میدونستن باهم بیرون بودیم

.

اویل همه خود واقعیشون نشون نمیدنعزیزدلم خودتو حیف نکن یا درستش کن یا نمون

مامان بابام انقد باهم بحث و دعوا داشتن ک نه تونستم کنکور خوب بدم نه اینده خوب فک میکردم با ازدواج راحت میشم ولی نشدم  ۲۲ سالمه ۶ ماهه عقد کردم  راستش تو فکر خودکشیم 

.

مامان بابام انقد باهم بحث و دعوا داشتن ک نه تونستم کنکور خوب بدم نه اینده خوب فک میکردم با ازدواج را ...

وای نکنی ها

زندگی پر از فرست هست برات تازه اول راهی

کاش به جا ازدواج مستقل میشدی از لحاظ مالی

میدونی چون مشکل عاطفی داشتی رفتی سمت کسی که بهت محبت کنه 

و خوب خوب دقت نکردی

به نظرم روی خودت کارن . یه زن قوی و مستقل باش شاید یه روز نتونستی تحمل کنی . راهی داشته باشی


یه هنر پولساز یادبگیر

وای نکنی هازندگی پر از فرست هست برات تازه اول راهیکاش به جا ازدواج مستقل میشدی از لحاظ مالیمیدونی چو ...

خودم دانشجوام پی کار و درامد هستم 

کنکورم میخاسم پزشکی قبول بشم ک نشد و خلاصه کنم بخاطر بابام رشته پیراپزشکی شهر دیگه اوردم نرفتم تو شهرخودمون الان دانشجوام اینو بگم ک با گوشی هم درامد دارم لایک و کامنتو اینکارارو انجام میدم ولی افسردم خیلی🥲 اصلا تحمل این رفتارارو ندارم

.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز