یعنی زندگیم گوهه
مردم تو تابستون تفریح میکنن
مامانم باید داد بزنه و کتک بزنه
از وقتی بچه بودم ت خود الان اب خوش از گلوم پایین نرفته مغزم داره منفجر میشه قرص اعصابم روم اثر نداره
بابامم ک ت ۹ سالگی ترکمون کرده چ خاکی تو سرم کنم روانی شدم راهی تیمارستان میشم حیفم به خدا