خانما من شوهرم هتل رفاه مشهد براش رزرو شده که بره مشهد دوسال پیشم رفتیم که مادرشو برد ایندفه میگه مامان بابام هردوتارو ببرم من دوس ندارم بیان دفه قبل سفرو کوفتم کرد شوهرم گفت دفعه بعد دو نفری میایم الان رفته به مامانش خبر داده که بهم میدن من گفتم نمیام قرار بود حامله بشم باهم بریم دونفری چون نذر کردم اصلا اصلا خوشم نمیاد باهاشون برم شما بودین چیکار میکردین؟
همیشه همینطوریه؟ گردش تو شهر و سفر بخوایید برید مامان جونش همراهشه؟
نه فقط سفرای زیاریت کربلا که بودیم هم مامان خودمم باهامون بود بعد اون رفت با جاریم این ور اونور اومدیم مرز قشقرق به پا کرد که زنت منو نبرده زیارت بگردونه مامان خودشو برده درحالی که اون خودش با جاریم رفت و خواهرش و جاری خودش من رفتم که بزنمش اینقد عصبیم کرد