ﺧﺎﻧﻤﯽ بعد از کار داشته بر میگشته خونه که تو راه و کنار جاده یه بچه رو میبینه که گریه میکنه
بچه میگه گم شده و ادرس خونشو که تو یه کاغذ نوشته شده بوده میده به زنه
خانمه دلش میسوزه و بچه رو برمیداره ببره خونه اش !
تا دم در میرسونه زنگو ک میزنه برق میگیرتش بی هوش میشه !!
صبح ک به هوش میاد میبینه وسط یه خونه خالیه وسایلش رو بردن و بهش تجاوز شده و اون حتی ندیده ک کی اینکارو کرد ...