2789

یه زمانی شوهرم تویه مغازه کارمیکردکه یه دختره به اون مغازه میرفت ووسایل میخریدبعدوقتی شوهرمومیدیدهی نگاش میکرده ومیخندیده 

روپای شکسته خودت راه بروامادستتوروشونه کسی نزار💔

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

بعدگفت فهمیدم نامزدداره،شوهرم یکم خوش قیافس بعدبخودشم میرسه اونموقع مابچه هم‌داشتیم وضعیتمون هم خوب نبوددلم ازاین شکست که گفت دختره خوش قیافه بودداشتم وسوسه میشدم

روپای شکسته خودت راه بروامادستتوروشونه کسی نزار💔

یه روزکه دختراومده بودمغازه میگه رفتم پشت موهاموقاطی کرم بعداصلانگاش نکردم چندبارکه اومداینجوری کردم دیگه نیومد،حالامن خیلی ناراحتم اگه نامزدنداشت چی میشدوکلمه وسوسه میشدمش مثل تیربودرفت توقلبم 

روپای شکسته خودت راه بروامادستتوروشونه کسی نزار💔
خاک توسر مردایی که حرف زدن باخانومشونوبلد نیستن  واقعا که اینم تعریف کردن داشت اخه حرف نمیزد ن ...

مثلامیخواست ازخودش تعریف کنه  ولی من ناراحت شدم

روپای شکسته خودت راه بروامادستتوروشونه کسی نزار💔
یه روزکه دختراومده بودمغازه میگه رفتم پشت موهاموقاطی کرم بعداصلانگاش نکردم چندبارکه اومداینجوری کردم ...

وا حق داری

دیوانه هست اینجوری به شما میگفته

صبرم زیاده اما عمری نمونده باقی💔 ......
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز