نمی تونم دروغ بگم همسرم همه تلاشش می کنه جبران کنه ....ولی من هر چی می گذره به جای اینکه بهتر بشم بدتر میشم بیخود بی جهت گریه می کنم .....
بنده خدا( زن صیغه ای )که می گفت من هیچی نمی خوام یه روز زنگ میزنه یه تومن بریز
یه روز میگه به همسرم (تو مثل زندانیا شدی که نمی تونه تنها بیای بچتو ببینی همش با خانمتی )
یه روز دیگه چرا تو تربیت من دخالت میکنید و....
یه روز میگه نمی خوام ببینی بچمو
دوباره پیام میده چرا نیومدی بچرو ببری