2777
2789
عنوان

مامانم اینا میخوان موهای داداشم رو رنگ کنن ۱۲ سالشه

| مشاهده متن کامل بحث + 2575 بازدید | 147 پست
الان یک ساعت داشتم باشون دعوا میکردم آخر سر برگشته میگه تو باید فقط فکرت رو درس باشه درس بخونم که چ ...

بعد پسر ۱۲ سالشون فکرش باید کجا باشه؟ به مش موهاش؟!

خدا نجاتت بده از دستشون

شعاره چون ایران خیلی با چیزی که شما میگید فاصله داره. فرسنگ ها فاصله ست من کاملا از رو تجربه میکنم ...

خب گلم حرف منم همینه منم موافقم تو ایران اینطوره و حرفم اینه که دیدگاه غلطیه که ایرانیا دارن 

«فردا بهش فکر می کنم»

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

تو فعلا بزن چند روز یبار بعدم یاد بگیر اصلاح کنی بگرد فیلم ببین موهای دست و پات رو هم شیو کن

دست و پا رو شیو میکنم به قول شما سرش یه دور دعوا داشتیم باهاش

اوکیه.

کاری به بقیه ندارم. اما بچه 12 ساله از نظر من نباید این حد از آزادیو داشته باشه. اصلا نباید گوشی داش ...

منم موافقم مخصوصا تو پسرا که خیلی بلوغ عقلیشون دیرتر از دختراس

«فردا بهش فکر می کنم»

بعد پسر ۱۲ سالشون فکرش باید کجا باشه؟ به مش موهاش؟! خدا نجاتت بده از دستشون

اون یکسره با دوستاش بیرونه

گیم نت

خوش میگذرونه

وقتی اعتراض کنم میگن خب اون بچه است بزار از زندگیش لذت ببره..

لعنت به شون نه گذاشتن بچگی کنم نه الان میزارن زندگی کنم:)

اسی تو اولین کسی هستی که اینو بهش میگم

من 4 سال پیش دوازدهمی بودم و مدرسه میرفتم

دوستام به خاطر سیبیل مسخرم میکردن بهم لقب سبیل سیاه داده بودن

با اینکه خدا میدونه اونقدر ضایع نبود

من بابام اجازه نمیداد مامانم میترسید برداره شر بشه

الان که فکر میکنم چقدر احمق بودم که همون موقع شیو نکردم و این همه اذیت شدم

نهایتش جنگ و دعواست

می ارزه

واقعا ب خاطر یه چیز طبیعی تحقیر شدم و روحیم آسیب دید

یه تیغ شیو و ژل الوئه ورا بخر و شیو کن

اسمم شرایط زندگیم رو نشون میده. دختر 22 ساله ای با یه کوه غم و درد. چسناله نیست زندگیم همینه تو این سن و سال یه بار کافه نرفتم یه بار اجازه نداشتم با دوستام برم بیرون یه بار اجازه نداشتم تنهایی تا چند قدمی خونمون برم.تو این سن کتک میخورم حق حرف زدن ندارم حق داشتن گوشی مستقل ندارم.بابای خوبم سالهاست تبدیل به هیولا شده.کاش خودکشی گناه نبود کاش مامانم از مرگ من ناراحت نمیشد.4 سال پشت کنکور موندم هیچی نشدم.بین این همه اتفاق بد خدا یه آدم خوب رو سر راهم قرار داده یه دلخوشی خیلی کوچولو دارم ولی میدونم بابام ازم میگیرتش. میدونم نمیذاره باهاش ازدواج کنم ولی دوسش دارم.میشه برای حال دلم صلوات بفرستی؟ :)

یه چیزی هم راجب خودت 

اکثر آدما یا از اینور بوم میافتن  یا از اون ور


نه به بعضی دخترا که خواسته پدر و مادر به کتفشون هم نیست شده با تهدید به خودکشی یا فرار از خونه کارهای اشتباهشون انجام میدن


نه به بعضی دخترا مثل تو که جرات مخالفت با پدرمادرت نداری

بگو

مگه آیه قرآنی در مورد بد بودن اینکار هست که شما دستور میدین

دیگه نهایتا انجام بده تغییر که کردی خودشون میفهمن چقدر اشتباه میکردن

اسی خانوادت چرا انقد سخت گیرن 

چقد پسر دوستن 

برو بردار نترس یا دکلره کن 

^===خوشبختی چون سرابی دور دست .‌.و دل دریغ؛از نوری در این سیاهی ....این بغض سنگین -__- این خستگی مفرط ---این حس تهی ؛؛ همه و همه ؛ داستانی ست  که هرگز به پایان نمیرسد ===^

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز