این کل پیام
عشقم اولم از اردیبهشت ماه ۲۷ پیام داد کلی حرف زد قانع ام کرد دلیل رفتنش ۲ سال پیش بعد رفیقش گفت یکم با محمد بحرف شاید دلت رضایت داد باهاش ازدواج کردی قصدش جدی فلان اینا
من خودم دلم پیش هم کلاسیم اونم منو ول کرده اسم هم کلاسیم ام امیر حسین بعد یکی از رفیقام گفت پری محمد سر تره فلان گفتم نمیدونم چه بازی که خدا راه انداخته که اینو برگردونه که منو امتحان کنه
ولی من دلم پیش امیرحسین
بعد محمد رفت تولدم امد تبریک گفت فلان بعد ۱۵ روز بهش گفتم
محمد یک چیزی بگم نسبت بهت سردم
الکی وابستم نشو
الان بگم خیلی بهتره تا بعد که بیشتر وابسته بشی
ن میخوام کسی بیاد تو زندگیم میخوام تنهای ادامه بدم
خیلی بهم ریخته ام حال روحیم خوب نیست هیچ حسی به کسی ندارم نسبت به توام سردم الکی اینطوری بگو
نمیخوام اذیت شی
بعد پنج روز پیام نداد من احمق دلم رضایت نمیده کسی ازم ناراحت بشه رفتم حالشو بپرسم دیشب کلی پیام داد که
بخدا این همه به عکسات نگا کردم اشک ریختم سیگار کشیدم هیچی ازم نمونده
تو بخاطر من هم شده باید خودت رو درست کنی فردا روزی چیزی بهم بشه خودتو میبخشی
حالا ببین با خودم چیکار میکنم البته برای تو مهم نیست ولی بدون........
بعد تو کال کلی گفت برگرد گفتم ن چون مست بود گریع داشت میکرد گفت بهت پناه اوردم گفتم سردم بیام تو رابطه با تو توهم سرد میشی گفت اگه خبری ازم شنیدی که فرداش امدس سر خاکم اون موقعه راه برگشتی نیست میدونی که لجبازم
بعد از ترس به رفیقش تکس دادم. که
گفتم مراقب محمد باش زده رو دنده لج میخواد بلایی سر خودش بیاره گفت مگه کات کردی گفتم
فقط یکم گفتم بحرفم ببینم میتونم برگردم که
دیدم محمد اذیت میشه
بهش گفتم برو پیش یکی که آرومت کنه
حالا میگه بلا سر خودم میارم😐😐😐😐
بعد رفیقش اینو گفت
اوکی نه حواسم بهش هست اون همینطوریش روش دیوار ریخته تو آجر پرت میکنی مهربون
تو همینی دیگه نمیشه عوضت کرد
میترسم نمیخوام بلای سرش بیاد چکار کنم