سلام
من ماه پیش مچ شوهرمو كاملا اتفاقي گرفتم متاسفانه...
بعدا كه پیگيري كردم متوجه شدم اين كار هميشگيش بوده!!!
و اين در اوج اعتماد من بوده
كلي توضيح داد برام كه بخاطر اينكه يه زماني يكي رو دوست داشته ولي خانواده ش جلوش وايميستن و نميزارن بهم برسن واين ميره به اين سمت و سوها و درواقع عقده شو توي اين فضاها خالي ميكنه!!
و الان تبديل به عادت شده اين قضيه براش...
الان نمیدونم چیکار كنم واقعا
زندگي ما چيزي كم نداشت ... ولي اين قضيه خيلي داره اذيتم ميكنه...
بدتر از همه حس ميكنم اون بتي كه توي اين سال ها از همسرم ساخته بودم براي خودم و اون اعتمادي كه بهش داشتم به يكباره فروريخت روي سرم...
شما جاي من بودين چیکار ميكردين؟؟؟