خانما ما چهارتا بجه بودیم دوپسر و دو دختر
خواهرم از من بزرگتره ۴ سال و ۱۳ ساله ازدواج کرده ۳۳ سالشه درکل هم ما خانواده مذهبی نیستیم ولی خواهرم ازدواج که کرد شوهرشگفت با حجاب بشی و...
خانوما من تا وقتی ازدواج نکرده بودم ارتباطمون خوب بود در ظاهر چون من خیلی سکوت میکردم کلا اخلاقای رومخ زیاد داره
تا من ازدواج کردم واقعا دیگه دلم نمیحواست ریخت شو ببینم چون هربار سر یه چیزی منو ناراحت میکرد شوهرشم که چشم چرونه و همسر من کلا خیلی بدش میاد از ایشون ولی تاحالا به روم نیورده که مثلا با خووهرت ارتباطتو کم کن و اینا معمولا میگه تو دعوتش خونمون همو ببینید
بعد خواهرم خودش میدونه که شوهرش اینجوریه میگه تو ام چادر بپوش همه مردا همینجورین و شوهرت بی غیرته و ..
حالا خواهرم و شوهرش هزارتا مشکل بین شون هست ولی فک میکنه چون خیلی پولدارن باید یه عالمه بچه بیاره و سومی رو حامله ست حالا امروز بهم زنگ زده بود که چجور خواهری هستی من حالم بده غذا درست کن برام بیشتر از ۱۶ هفتش هم هست نمیشه که الان ویار گرفته باشه من باردار بودم هیچکار برام نکرد 😐😐
در ضمن بچه هامون هم به هم نمیسازن و فک میکنه پسرای ۶
ساله من به دختر اون چشم دارن اصلا اینقد سمی و بیشعوره
محض درد و دل گفتم🫠